smutty

[ایالات متحده]/'smʌtɪ/
[بریتانیا]/'smʌti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فحش، کثیف، شهوانی
adv. به طور فحش
n. فحش بودن

جملات نمونه

had a filthy mouth; foul language; smutty jokes.

یک دهان کثیف داشت؛ فحاشی؛ لطیفه های مبتذل.

the comically smutty word relieved what had become a quite intolerable tension.

کلمه خنده‌دار و زننده، تنشی را که به شدت طاقت‌فرسا شده بود، کاهش داد.

She enjoys reading smutty novels in her free time.

او از خواندن رمان های مبتذل در اوقات فراغت خود لذت می برد.

The movie had a lot of smutty jokes that made the audience uncomfortable.

فیلم پر از شوخی‌های مبتذل بود که باعث ناراحتی تماشاگران شد.

I can't believe he told such a smutty story in front of his grandmother!

نمی‌توانم باور کنم که او چنین داستانی مبتذل را جلوی مادربزرگش تعریف کرد!

The comedian's smutty humor was a hit with the younger crowd.

طنز مبتذل کمدین مورد استقبال جوانان قرار گرفت.

She was shocked by the smutty language used in the play.

او از زبان مبتذلی که در نمایش استفاده شده بود شوکه شد.

The tabloid is known for its smutty gossip about celebrities.

مجله تیتراژ به خاطر غایبه‌های مبتذل خود درباره مشاهیر شناخته شده است.

The novel was criticized for its smutty content.

رمان به خاطر محتوای مبتذل خود مورد انتقاد قرار گرفت.

He made a smutty remark that offended everyone in the room.

او یک اظهار نظر مبتذل کرد که باعث ناراحتی همه در اتاق شد.

The show was filled with smutty innuendos that went over the kids' heads.

نمایش پر از کنایه‌های مبتذل بود که از سر بچه‌ها گذشت.

I can't believe she posted such a smutty photo on social media!

نمی‌توانم باور کنم که او چنین عکس مبتذلی را در رسانه‌های اجتماعی منتشر کرد!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید