| جمع | snackers |
midnight snacker
خورندهٔ نیمهشب
late-night snackers
خورندههای نیمهشب
avid snacker
خورندهٔ پرشور
serial snacker
خورندهٔ مداوم
healthy snacker
خورندهٔ سالم
guilty snacker
خورندهٔ گناهکار
snacker habits
عادات خورندگان
snacker culture
فرهنگ خورندگان
snacker lifestyle
سبک زندگی خورندگان
snacker cravings
هوسهای خورندگان
he is a late-night snacker who raids the fridge after midnight.
او یک فردی است که در ساعات پایانی شب، یخچال را غارت میکند.
as a frequent snacker, she keeps granola bars in her bag.
همانطور که یک فردی است که اغلب خوراکی میخورد، او میلههای غلات را در کیف خود نگه میدارد.
the office snacker always brings a stash of chips to meetings.
خوراکیخورِ محل کار همیشه مقداری چیپس به جلسات میآورد.
he is a picky snacker and only eats plain crackers.
او یک خوراکیخورِ خاص است و فقط بیسکویتهای ساده میخورد.
my brother is a constant snacker, so we buy snacks in bulk.
برادر من یک خوراکیخورِ دائمی است، بنابراین ما خوراکیها را به صورت عمده میخریم.
she is a mindless snacker and eats while scrolling on her phone.
او یک خوراکیخورِ بیفکر است و در حالی که صفحه تلفن خود را اسکرول میکند، میخورد.
he is a healthy snacker who chooses fruit and nuts.
او یک خوراکیخورِ سالم است که میوه و آجیل انتخاب میکند.
the after-school snacker heads straight to the pantry.
خوراکیخورِ بعد از مدرسه، بلافاصله به انباری میرود.
as an afternoon snacker, i need something small around three.
همانطور که یک خوراکیخورِ بعد از ظهر، من به چیزی کوچک در حدود ساعت سه نیاز دارم.
he is a bored snacker who eats whenever he has nothing to do.
او یک خوراکیخورِ خسته است که هر وقت بیکار است، میخورد.
the movie snacker insists on popcorn and candy every time.
خوراکیخورِ فیلم اصرار دارد که هر بار پاپکورن و آبنبات بخورد.
she is a stress snacker and reaches for cookies during deadlines.
او یک خوراکیخورِ استرسزاست و در زمانهای مقرر، به دنبال بیسکویت میگردد.
midnight snacker
خورندهٔ نیمهشب
late-night snackers
خورندههای نیمهشب
avid snacker
خورندهٔ پرشور
serial snacker
خورندهٔ مداوم
healthy snacker
خورندهٔ سالم
guilty snacker
خورندهٔ گناهکار
snacker habits
عادات خورندگان
snacker culture
فرهنگ خورندگان
snacker lifestyle
سبک زندگی خورندگان
snacker cravings
هوسهای خورندگان
he is a late-night snacker who raids the fridge after midnight.
او یک فردی است که در ساعات پایانی شب، یخچال را غارت میکند.
as a frequent snacker, she keeps granola bars in her bag.
همانطور که یک فردی است که اغلب خوراکی میخورد، او میلههای غلات را در کیف خود نگه میدارد.
the office snacker always brings a stash of chips to meetings.
خوراکیخورِ محل کار همیشه مقداری چیپس به جلسات میآورد.
he is a picky snacker and only eats plain crackers.
او یک خوراکیخورِ خاص است و فقط بیسکویتهای ساده میخورد.
my brother is a constant snacker, so we buy snacks in bulk.
برادر من یک خوراکیخورِ دائمی است، بنابراین ما خوراکیها را به صورت عمده میخریم.
she is a mindless snacker and eats while scrolling on her phone.
او یک خوراکیخورِ بیفکر است و در حالی که صفحه تلفن خود را اسکرول میکند، میخورد.
he is a healthy snacker who chooses fruit and nuts.
او یک خوراکیخورِ سالم است که میوه و آجیل انتخاب میکند.
the after-school snacker heads straight to the pantry.
خوراکیخورِ بعد از مدرسه، بلافاصله به انباری میرود.
as an afternoon snacker, i need something small around three.
همانطور که یک خوراکیخورِ بعد از ظهر، من به چیزی کوچک در حدود ساعت سه نیاز دارم.
he is a bored snacker who eats whenever he has nothing to do.
او یک خوراکیخورِ خسته است که هر وقت بیکار است، میخورد.
the movie snacker insists on popcorn and candy every time.
خوراکیخورِ فیلم اصرار دارد که هر بار پاپکورن و آبنبات بخورد.
she is a stress snacker and reaches for cookies during deadlines.
او یک خوراکیخورِ استرسزاست و در زمانهای مقرر، به دنبال بیسکویت میگردد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید