snackers

[ایالات متحده]/ˈsnækəz/
[بریتانیا]/ˈsnækərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.چندگانه snacker؛ شخصی که میان وعده می‌خورد؛ افرادی که غذاهای میان وعده می‌خورند یا می‌خرند؛ کسانی که میان وعده می‌خورند؛ (اینترنت) غذاهای میان وعده؛ لقمه‌های کوچک برای خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

late-night snackers

خوره های شبانه

snackers unite

خوره ها متحد شوند

snackers beware

خوره ها مراقب باشند

snackers everywhere

خوره ها همه جا

hungry snackers

خوره های گرسنه

snacker alert

هشدار به خوره ها

snacker cravings

هوس های خوره ها

snacker lifestyle

سبک زندگی خوره ها

جملات نمونه

after school, the snackers rushed to the vending machine for chips and soda.

پس از مدرسه، افراد علاقه مند به میان وعده به سرعت به سمت دستگاه فروش خودکار برای چیپس و نوشابه رفتند.

those late-night snackers always keep a stash of cookies in the kitchen drawer.

کسانی که در ساعات پایانی شب میان وعده می‌خورند همیشه مقداری بیسکویت را در کشوی آشپزخانه نگهداری می‌کنند.

at the movie theater, snackers lined up for popcorn, candy, and nachos.

در سینما، افراد علاقه مند به میان وعده در صف برای پاپ کورن، آبنبات و ناکچو بودند.

busy snackers often grab a quick bite between meetings.

افراد علاقه مند به میان وعده که مشغول هستند اغلب یک لقمه سریع بین جلسات می‌خورند.

on road trips, snackers pack plenty of salty snacks to share.

در سفرهای جاده‌ای، افراد علاقه مند به میان وعده مقدار زیادی میان وعده شور برای به اشتراک گذاشتن با خود حمل می‌کنند.

healthy snackers choose fresh fruit and nuts instead of candy bars.

افراد علاقه مند به میان وعده سالم به جای شکلات، میوه و مغزهای تازه را انتخاب می‌کنند.

office snackers raided the break-room pantry for crackers and cheese.

افراد علاقه مند به میان وعده در دفترخانه، انباری اتاق استراحت را برای بیسکویت و پنیر غارت کردند.

some snackers prefer sweet treats, while others crave something savory.

برخی از افراد علاقه مند به میان وعده، خوراکی‌های شیرین را ترجیح می‌دهند، در حالی که برخی دیگر هوس یک چیز شور را دارند.

weekend snackers lounged on the couch with a bowl of trail mix.

افراد علاقه مند به میان وعده آخر هفته روی مبل دراز کشیدند و یک کاسه مخلوط مسیر را با خود داشتند.

on game day, hungry snackers stocked up on dips and finger foods.

در روز مسابقه، افراد علاقه مند به میان وعده که گرسنه بودند، مقدار زیادی دیپ و غذاهای انگشتی تهیه کردند.

during the hike, the snackers stopped for granola bars and water.

در حین پیاده‌روی، افراد علاقه مند به میان وعده برای خوردن میله‌های گرانولا و آب توقف کردند.

early-morning snackers sip coffee and nibble on toast before work.

افراد علاقه مند به میان وعده صبح زود قهوه می‌نوشند و قبل از شروع به کار، نان تست را می‌خورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید