fasters

[ایالات متحده]//ˈfɑːstər//
[بریتانیا]//ˈfɑːstər//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شتاب؛ شتاب، به ویژه در شبکه‌های دیجیتال؛ اشاره به کسانی که روزه داران متناوب انجام می‌دهند یا از یک رژیم غذایی خاص روزه پیروی می‌کنند؛ منابع شبکه تسریع شده (اصطلاح عامیانه چینی)
adj. سریع‌ترین (حالت مقایسه‌ای - به ندرت استفاده می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

fasters swimmers

شناگران سریع‌تر

fasters times

زمان‌های سریع‌تر

fasters lanes

مسیرهای سریع‌تر

fasters speeds

سرعت‌های بیشتر

fasters processor

پردازنده سریع‌تر

fasters download

دانلود سریع‌تر

جملات نمونه

the fastest route to the summit is via the north face.

سریع‌ترین مسیر به قله از طریق دیواره شمالی است.

she is one of the fastest runners in the entire country.

او یکی از سریع‌ترین دوندگان در کل کشور است.

we need to identify the fastest internet connection available.

ما باید سریع‌ترین اتصال اینترنت موجود را شناسایی کنیم.

he's famous for being the fastest typist in the office.

او به خاطر این که سریع‌ترین تایپیست در دفتر است مشهور است.

this new processor boasts the fastest processing speed on the market.

این پردازنده جدید از سریع‌ترین سرعت پردازش در بازار برخوردار است.

the fastest way to learn is through active participation.

سریع‌ترین راه برای یادگیری از طریق مشارکت فعال است.

can you recommend the fastest train to shanghai?

آیا می‌توانید سریع‌ترین قطار به شانگهای را توصیه کنید؟

he became the fastest swimmer in his age group.

او به سریع‌ترین شناگر در گروه سنی خود تبدیل شد.

what's the fastest growing industry in the region?

سریع‌ترین صنعت در حال رشد در این منطقه چیست؟

our goal is to provide the fastest customer service possible.

هدف ما ارائه سریع‌ترین خدمات مشتریان ممکن است.

the company is known for its fastest delivery times.

این شرکت به خاطر سریع‌ترین زمان‌های تحویل شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید