snaffles

[ایالات متحده]/ˈsnæfəlz/
[بریتانیا]/ˈsnæfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع snaffle، نوعی لب برای اسب‌ها
v. فرم سوم شخص مفرد snaffle، گذاشتن لب snaffle بر روی اسب

عبارات و ترکیب‌ها

snaffles and snorts

نفس‌گيری‌ها و خس‌خس‌ها

snaffles of joy

نفس‌گيری‌های شادی

snaffles in delight

نفس‌گيری‌های لذت‌بخش

snaffles for food

نفس‌گيری‌ها برای غذا

snaffles of laughter

نفس‌گيری‌های خنده

happy snaffles

نفس‌گيری‌های شاد

playful snaffles

نفس‌گيری‌های بازیگوشانه

gentle snaffles

نفس‌گيری‌های ملایم

loud snaffles

نفس‌گيری‌های بلند

curious snaffles

نفس‌گيری‌های کنجکاوانه

جملات نمونه

the horse snaffles the hay eagerly.

اسب با اشتیاق علوفه را می‌جوید.

she snaffles a snack before dinner.

او قبل از شام یک میان وعده می‌جوید.

he always snaffles the last piece of cake.

او همیشه آخرین تکه کیک را می‌جوید.

the dog snaffles the ball and runs away.

سگ توپ را می‌جوید و فرار می‌کند.

during the picnic, he snaffles some extra sandwiches.

در طول پیک نیک، او ساندویچ‌های اضافی می‌جوید.

she snaffles the opportunity to travel abroad.

او فرصت سفر به خارج از کشور را می‌جوید.

he snaffles the remote control when no one is looking.

او کنترل از راه دور را می‌جوید وقتی کسی نگاه نمی‌کند.

the child snaffles a cookie from the jar.

کودک یک بیسکویت از ظرف می‌جوید.

she snaffles a few moments of peace in her busy day.

او چند لحظه آرامش را در روز شلوغ خود می‌جوید.

he snaffles the chance to speak at the conference.

او فرصت صحبت کردن در کنفرانس را می‌جوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید