snaffling

[ایالات متحده]/ˈsnæf.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsnæf.lɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری snaffle

عبارات و ترکیب‌ها

snaffling food

غذا خوردن سریع

snaffling snacks

خوردن میان وعده به سرعت

snaffling drinks

نوشیدن سریع

snaffling sweets

خوردن شیرینی به سرعت

snaffling treats

خوردن خوراکی‌های خوشمزه به سرعت

snaffling goodies

خوردن خوراکی‌های لذیذ به سرعت

snaffling leftovers

خوردن غذای باقی‌مانده به سرعت

snaffling bites

خوردن لقمه‌ها به سرعت

snaffling meals

خوردن وعده‌های غذایی به سرعت

snaffling cheese

خوردن پنیر به سرعت

جملات نمونه

he was snaffling snacks from the table during the party.

او در حال دزدیدن میان وعده ها از روی میز در طول مهمانی بود.

the children were caught snaffling cookies from the jar.

کودکان در حال دزدیدن بیسکویت از داخل پارچ در گرفتند.

she couldn't resist snaffling a piece of chocolate.

او نتوانست جلوی دزدیدن یک تکه شکلات را بگیرد.

he was sneaky, always snaffling my lunch.

او حیله گر بود، همیشه ناهار من را می دزدید.

they were snaffling the last of the pizza.

آنها داشتند آخرین تکه های پیتزا را می دزدیدند.

she has a habit of snaffling my fries when i'm not looking.

او عادت دارد سیب زمینی سرخ کرده من را سرقت کند وقتی من نگاه نمی کنم.

he was caught snaffling a few grapes from the bowl.

او در حال دزدیدن چند دانه انگور از کاسه در گرفتند.

during the movie, i saw him snaffling popcorn from his friend's bucket.

در طول فیلم، دیدم که او پاپ کورن را از سطل دوستش می دزدید.

she was caught snaffling the last cupcake at the office.

او در حال دزدیدن آخرین مافین در دفتر در گرفتند.

he always ends up snaffling the best treats at the bakery.

او همیشه در نهایت بهترین خوراکی ها را از شیرینی فروشی می دزدد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید