snappers

[ایالات متحده]/[ˈsnæpəz]/
[بریتانیا]/[ˈsnæpərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سوسک آب شیرین، به ویژه سوسک گوشتی معمولی؛ حرکت یا اقدامی سریع و تیز؛ دستگاهی که چیزی را محکم می‌کند یا ایمن می‌سازد، مانند دکمه یا قفل
v. شکستن یا پاره کردن به سرعت؛ محکم کردن یا ایمن سازی با دستگاهی مانند دکمه یا قفل

عبارات و ترکیب‌ها

baby snappers

سنشنر های نوزاد

snappers closed

سنشنر بسته

snappers open

سنشنر باز

جملات نمونه

the kids love taking silly snappers with their phones.

کودکان دوست دارند با تلفن های خود عکس های جالب بگیرند.

he sent me a few quick snappers from the concert.

او چند عکس سریع از کنسرت به من ارسال کرد.

she scrolled through old snappers of her vacation.

او از عکس های قدیمی از تعطیلات خود گذشته را مرور کرد.

we need to back up our snappers before the trip.

ما باید قبل از سفر عکس های خود را ذخیره کنیم.

the photographer captured some amazing snappers of wildlife.

فotograf عکس های شگفت انگیزی از جانوران گرفت.

he's always taking snappers of his food before eating it.

او همیشه قبل از خوردن غذای خود عکس می گیرد.

she posted a series of snappers on instagram.

او یک مجموعه از عکس ها را روی اینستاگرام منتشر کرد.

the phone's camera takes great snappers in daylight.

کامرا تلفن در نور روز عکس های بسیار خوبی می گیرد.

they shared funny snappers with their friends and family.

آنها عکس های جالبی را با دوستان و خانواده خود به اشتراک گذاشتند.

he deleted the blurry snappers from his phone.

او عکس های مبهم را از تلفن خود حذف کرد.

she organized all her snappers into albums.

او تمام عکس های خود را در آلبوم ها سازماندهی کرد.

the event photographer took candid snappers of the guests.

فotograf رویداد عکس های خوش نظرگیری از مهمانان گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید