snicked

[ایالات متحده]/snɪkt/
[بریتانیا]/snɪkt/

ترجمه

v. بریدن یا علامت کوچک ایجاد کردن؛ ضربه زدن به توپ با لبه چوب بیس بال در کریکت

عبارات و ترکیب‌ها

snicked away

دور شد

snicked open

باز شد

snicked shut

بست شد

snicked past

از کنار عبور کرد

snicked off

خاموش شد

snicked in

وارد شد

snicked down

به پایین رفت

snicked out

بیرون رفت

snicked around

چپ و راست کرد

snicked through

از میان عبور کرد

جملات نمونه

he snicked the paper with scissors.

او با قیچی کاغذ را پاره کرد.

she snicked a piece of cheese from the platter.

او یک تکه پنیر از ظرف برداشت.

the cat snicked at the string playfully.

گربه به طور بازیگانه به نخ چنگ زد.

he snicked the lid off the jar.

او درب شیشه را باز کرد.

she snicked the lock open with a hairpin.

او با یک سنجاق قفل را باز کرد.

the dog snicked at the ball in excitement.

سگ با هیجان به توپ چنگ زد.

he snicked a quick glance at his watch.

او نگاهی سریع به ساعت خود انداخت.

she snicked the curtain aside to peek outside.

او پرده را کنار زد تا بیرون نگاه کند.

the thief snicked the wallet from the table.

دزد کیف پول را از روی میز برداشت.

he snicked the book from the shelf.

او کتاب را از روی قفسه برداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید