snookered

[ایالات متحده]/ˈsnuːkəd/
[بریتانیا]/ˈsnuːkərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قرار گرفتن در یک وضعیت دشوار؛ ناکام یا ناامید شدن

عبارات و ترکیب‌ها

snookered again

باز هم فریب خوردم

totally snookered

کاملاً فریب خوردم

snookered out

بیرون رانده شدم

snookered hard

سخت فریب خوردم

snookered badly

بد فریب خوردم

snookered me

من را فریب داد

snookered you

شما را فریب داد

snookered him

او را فریب داد

snookered us

ما را فریب داد

snookered life

زندگی را فریب داد

جملات نمونه

he felt completely snookered by the unexpected turn of events.

او به طور کامل فریب رویدادهای غیرمنتظره را خورد.

after losing the final game, she realized she had been snookered all along.

پس از باختن در بازی نهایی، متوجه شد که در تمام مدت فریب خورده است.

the tricky questions on the exam really snookered the students.

سوالات دشوار امتحان واقعاً دانشجویان را فریب داد.

he snookered his opponent with a clever strategy.

او با یک استراتژی زیرکانه حریف خود را فریب داد.

they thought they had a solid plan, but they were snookered by unforeseen circumstances.

آنها فکر کردند یک برنامه قوی دارند، اما توسط شرایط پیش بینی نشده فریب خوردند.

the negotiation left him feeling snookered and frustrated.

مذاکره باعث شد او احساس فریب خوردگی و ناراحتی کند.

she was snookered into signing a contract without reading the fine print.

او فریب خورد و بدون خواندن بندهای جزئیات، قراردادی را امضا کرد.

in the game of poker, he was snookered by a bluff.

در بازی پوکر، او توسط یک دروغگویی فریب خورد.

realizing he had been snookered, he decided to change his strategy.

متوجه شد که فریب خورده است، تصمیم گرفت استراتژی خود را تغییر دهد.

the sudden deadline snookered the whole team.

مهلت مقرر ناگهانی کل تیم را فریب داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید