| جمع | snoopinesses |
snoopiness level
سطح نفوذگری
excessive snoopiness
نفوذگری بیش از حد
snoopiness problem
مشکل نفوذگری
snoopiness issue
مشکل نفوذگری
your snoopiness
نفوذگری شما
natural snoopiness
نفوذگری طبیعی
snoopiness habit
عادت نفوذگری
constant snoopiness
نفوذگری مداوم
her snoopiness led her to discover the secret.
خیانتپرستی او باعث شد تا راز را کشف کند.
the detective's snoopiness was legendary in the department.
خیانتپرستی دزدی در بخش بهعنوان یک افسانه شناخته میشد.
i can't stand his snoopiness around the office.
من نمیتوانم به خیانتپرستی او در اطراف دفتر تحمل کنم.
the cat's snoopiness made it explore every corner of the house.
خیانتپرستی گربه باعث شد تا هر گوشهای از خانه را کاوش کند.
his snoopiness finally paid off when he found the missing documents.
خیانتپرستی او در نهایت به نتیجهای منجر شد وقتی که مدارک گم شده را پیدا کرد.
the manager frowned at the employee's snoopiness.
مدیر با خیانتپرستی کارمند خوب نمیکرد.
there's a limit to my snoopiness, even as a journalist.
حتی بهعنوان یک ژورنالیست، خیانتپرستی من دارای حدی است.
the dog's snoopiness helped find the hidden treats.
خیانتپرستی سگ باعث یافتن مزایا پنهان شد.
she regretted her snoopiness after reading the private message.
او پس از خواندن پیام خصوصی، از خیانتپرستی خود پشیمان شد.
the snoopiness of the neighbors made them install a taller fence.
خیانتپرستی همسایگان باعث شد تا یک دیوار بلندتر نصب کنند.
his snoopiness was seen as both a virtue and a vice.
خیانتپرستی او بهعنوان هم یک کیفیت و هم یک عیب دیده میشد.
the child's snoopiness is a sign of curiosity.
خیانتپرستی کودک نشانهای از فضولی است.
snoopiness level
سطح نفوذگری
excessive snoopiness
نفوذگری بیش از حد
snoopiness problem
مشکل نفوذگری
snoopiness issue
مشکل نفوذگری
your snoopiness
نفوذگری شما
natural snoopiness
نفوذگری طبیعی
snoopiness habit
عادت نفوذگری
constant snoopiness
نفوذگری مداوم
her snoopiness led her to discover the secret.
خیانتپرستی او باعث شد تا راز را کشف کند.
the detective's snoopiness was legendary in the department.
خیانتپرستی دزدی در بخش بهعنوان یک افسانه شناخته میشد.
i can't stand his snoopiness around the office.
من نمیتوانم به خیانتپرستی او در اطراف دفتر تحمل کنم.
the cat's snoopiness made it explore every corner of the house.
خیانتپرستی گربه باعث شد تا هر گوشهای از خانه را کاوش کند.
his snoopiness finally paid off when he found the missing documents.
خیانتپرستی او در نهایت به نتیجهای منجر شد وقتی که مدارک گم شده را پیدا کرد.
the manager frowned at the employee's snoopiness.
مدیر با خیانتپرستی کارمند خوب نمیکرد.
there's a limit to my snoopiness, even as a journalist.
حتی بهعنوان یک ژورنالیست، خیانتپرستی من دارای حدی است.
the dog's snoopiness helped find the hidden treats.
خیانتپرستی سگ باعث یافتن مزایا پنهان شد.
she regretted her snoopiness after reading the private message.
او پس از خواندن پیام خصوصی، از خیانتپرستی خود پشیمان شد.
the snoopiness of the neighbors made them install a taller fence.
خیانتپرستی همسایگان باعث شد تا یک دیوار بلندتر نصب کنند.
his snoopiness was seen as both a virtue and a vice.
خیانتپرستی او بهعنوان هم یک کیفیت و هم یک عیب دیده میشد.
the child's snoopiness is a sign of curiosity.
خیانتپرستی کودک نشانهای از فضولی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید