snootinesses

[ایالات متحده]/'snuːtɪnəsɪz/
[بریتانیا]/'snuːtɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت خودپسند بودن

عبارات و ترکیب‌ها

snootinesses abound

اوج تکبر و خودبزرگ‌بینی

excessive snootinesses

تکبر و خودبزرگ‌بینی بیش از حد

snootinesses in society

تکبر و خودبزرگ‌بینی در جامعه

showing snootinesses

نشان دادن تکبر و خودبزرگ‌بینی

snootinesses and arrogance

تکبر و خودبزرگ‌بینی و غرور

mocking snootinesses

تمسخر تکبر و خودبزرگ‌بینی

snootinesses of elites

تکبر و خودبزرگ‌بینی نخبگان

perceived snootinesses

تکبر و خودبزرگ‌بینی ادراک‌شده

overcoming snootinesses

غلبه بر تکبر و خودبزرگ‌بینی

embracing snootinesses

پذیرش تکبر و خودبزرگ‌بینی

جملات نمونه

her snootinesses made it difficult to make friends.

اظهارات مغرورانه او باعث شد دوست پیدا کردن برایش دشوار باشد.

his snootinesses were evident during the meeting.

اظهارات مغرورانه او در طول جلسه آشکار بود.

people often dislike her for her snootinesses.

افراد اغلب او را به دلیل اظهارات مغرورانه اش دوست ندارند.

despite her snootinesses, she is quite talented.

با وجود اظهارات مغرورانه او، او بسیار با استعداد است.

his snootinesses alienated many of his colleagues.

اظهارات مغرورانه او باعث بیگانگی بسیاری از همکارانش شد.

she tried to hide her snootinesses, but it showed.

او سعی کرد اظهارات مغرورانه خود را پنهان کند، اما این موضوع آشکار شد.

her snootinesses often overshadow her achievements.

اظهارات مغرورانه او اغلب دستاوردهای او را تحت الشعاع قرار می دهد.

he was criticized for his snootinesses at the party.

او به دلیل اظهارات مغرورانه خود در مهمانی مورد انتقاد قرار گرفت.

to overcome her snootinesses, she took a humility course.

برای غلبه بر اظهارات مغرورانه خود، او در یک دوره تواضع شرکت کرد.

his snootinesses were a barrier to his success.

اظهارات مغرورانه او مانعی برای موفقیت او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید