snoots

[ایالات متحده]/snuːt/
[بریتانیا]/snut/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بینی; صورت; اخم; اشرافی گری

عبارات و ترکیب‌ها

snoot up

سوت بالا

snoot around

سوت اطراف

snoot down

سوت پایین

snoot face

چهره سوت

snoot style

سبک سوت

snoot nose

سوت بینی

snoot in

سوت داخل

snoot out

سوت خارج

snoot look

سوت نگاه

snoot talk

سوت صحبت

جملات نمونه

she wrinkled her snoot in disapproval.

او با پوزه‌اش نارضایتی خود را نشان داد.

the dog sniffed the ground with its snoot.

سگ با پوزه‌اش زمین را بو کرد.

he has a snoot full of opinions about politics.

او پوزه‌ای پر از نظر درباره سیاست دارد.

the snoot of the pig was covered in mud.

پوزه خوک در گل پوشیده شده بود.

she gave a snooty look at the new student.

او نگاهی با پوزه‌ای به دانش‌آموز جدید انداخت.

the cat raised its snoot to the air.

گربه پوزه‌اش را به هوا بلند کرد.

he has a snoot that knows fine wines.

او پوزه‌ای دارد که شراب‌های خوب را می‌شناسد.

the snoot of the elephant is quite impressive.

پوزه فیل بسیار چشمگیر است.

don't be so snooty about your achievements.

در مورد دستاوردهای خود آنقدر پوزه‌ای نداشته باشید.

she gave a little snoot when she heard the joke.

وقتی شوخی را شنید، کمی پوزه‌ای کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید