snowed in
در برف گرفتار شدیم
snowed under
تحت برف دفن شدیم
snowed out
به دلیل برف، کنسل شدیم
snowed away
بر اثر برف، از بین رفت
snowed white
سفید برفی
snowed lightly
نازک برف زد
snowed heavily
به شدت برف زد
snowed yesterday
دیروز برف زد
snowed all night
تمام شب برف زد
snowed last week
هفته گذشته برف زد
it snowed heavily last night.
دیشب برف شدید بود.
we were surprised when it snowed in april.
وقتی در ماه آوریل برف آمد، ما تعجب کردیم.
it snowed for hours, covering everything in white.
برف برای ساعتها میبارید و همه جا را سفیدپوش میکرد.
when it snowed, the children went outside to play.
وقتی برف میآمد، بچهها بیرون میرفتند تا بازی کنند.
it snowed so much that we couldn't see the road.
خیلی برف آمد که ما نتوانستیم جاده را ببینیم.
last winter, it snowed almost every weekend.
زمستان گذشته، تقریباً هر آخر هفته برف میآمد.
it snowed lightly in the morning, creating a beautiful scene.
صبحها برف به آرامی میبارید و صحنهای زیبا ایجاد میکرد.
they canceled the event because it snowed unexpectedly.
به دلیل بارش غیرمنتظره برف، رویداد لغو شد.
it snowed just in time for the holidays.
برف درست به موقع برای تعطیلات آمد.
after it snowed, the city looked like a winter wonderland.
بعد از بارش برف، شهر مانند یک سرزمین عجایب زمستانی به نظر میرسید.
snowed in
در برف گرفتار شدیم
snowed under
تحت برف دفن شدیم
snowed out
به دلیل برف، کنسل شدیم
snowed away
بر اثر برف، از بین رفت
snowed white
سفید برفی
snowed lightly
نازک برف زد
snowed heavily
به شدت برف زد
snowed yesterday
دیروز برف زد
snowed all night
تمام شب برف زد
snowed last week
هفته گذشته برف زد
it snowed heavily last night.
دیشب برف شدید بود.
we were surprised when it snowed in april.
وقتی در ماه آوریل برف آمد، ما تعجب کردیم.
it snowed for hours, covering everything in white.
برف برای ساعتها میبارید و همه جا را سفیدپوش میکرد.
when it snowed, the children went outside to play.
وقتی برف میآمد، بچهها بیرون میرفتند تا بازی کنند.
it snowed so much that we couldn't see the road.
خیلی برف آمد که ما نتوانستیم جاده را ببینیم.
last winter, it snowed almost every weekend.
زمستان گذشته، تقریباً هر آخر هفته برف میآمد.
it snowed lightly in the morning, creating a beautiful scene.
صبحها برف به آرامی میبارید و صحنهای زیبا ایجاد میکرد.
they canceled the event because it snowed unexpectedly.
به دلیل بارش غیرمنتظره برف، رویداد لغو شد.
it snowed just in time for the holidays.
برف درست به موقع برای تعطیلات آمد.
after it snowed, the city looked like a winter wonderland.
بعد از بارش برف، شهر مانند یک سرزمین عجایب زمستانی به نظر میرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید