social snubs
اظهار بی علاقگی اجتماعی
snubs others
بیتوجهی به دیگران
snubs their
بیتوجهی به آنها
snubs the press
بیتوجهی به رسانه ها
snubs invitations
رد دعوتها
snubs fans
بیتوجهی به طرفداران
snubs critics
بیتوجهی به منتقدان
snubs supporters
بیتوجهی به حامیان
snubs colleagues
بیتوجهی به همکاران
snubs friends
بیتوجهی به دوستان
she snubs anyone who disagrees with her.
او هر کسی را که با او مخالف است نادیده میگیرد.
he snubs invitations to social events.
او دعوتنامههای رویدادهای اجتماعی را نادیده میگیرد.
the celebrity snubs the press during the event.
سلبریتی در طول رویداد رسانه ها را نادیده می گیرد.
they snubbed their former friends after the argument.
آنها پس از بحث دوستان سابق خود را نادیده گرفتند.
she felt hurt when he snubbed her at the party.
وقتی او در مهمانی او را نادیده گرفت، او احساس ناراحتی کرد.
his constant snubs made her feel unwelcome.
نادیده گرفتن هایش مداوم باعث شد او احساس نکند که مورد استقبال قرار گرفته است.
the team snubbed their coach after the loss.
تیم مربی خود را پس از شکست نادیده گرفت.
she snubs compliments and prefers to stay humble.
او تعارفات را نادیده می گیرد و ترجیح می دهد متواضع بماند.
he often snubs opportunities for collaboration.
او اغلب فرصت های همکاری را نادیده می گیرد.
they snubbed the new student on the first day.
آنها دانش آموز جدید را در اولین روز نادیده گرفتند.
social snubs
اظهار بی علاقگی اجتماعی
snubs others
بیتوجهی به دیگران
snubs their
بیتوجهی به آنها
snubs the press
بیتوجهی به رسانه ها
snubs invitations
رد دعوتها
snubs fans
بیتوجهی به طرفداران
snubs critics
بیتوجهی به منتقدان
snubs supporters
بیتوجهی به حامیان
snubs colleagues
بیتوجهی به همکاران
snubs friends
بیتوجهی به دوستان
she snubs anyone who disagrees with her.
او هر کسی را که با او مخالف است نادیده میگیرد.
he snubs invitations to social events.
او دعوتنامههای رویدادهای اجتماعی را نادیده میگیرد.
the celebrity snubs the press during the event.
سلبریتی در طول رویداد رسانه ها را نادیده می گیرد.
they snubbed their former friends after the argument.
آنها پس از بحث دوستان سابق خود را نادیده گرفتند.
she felt hurt when he snubbed her at the party.
وقتی او در مهمانی او را نادیده گرفت، او احساس ناراحتی کرد.
his constant snubs made her feel unwelcome.
نادیده گرفتن هایش مداوم باعث شد او احساس نکند که مورد استقبال قرار گرفته است.
the team snubbed their coach after the loss.
تیم مربی خود را پس از شکست نادیده گرفت.
she snubs compliments and prefers to stay humble.
او تعارفات را نادیده می گیرد و ترجیح می دهد متواضع بماند.
he often snubs opportunities for collaboration.
او اغلب فرصت های همکاری را نادیده می گیرد.
they snubbed the new student on the first day.
آنها دانش آموز جدید را در اولین روز نادیده گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید