snufflings

[ایالات متحده]/ˈsnʌf.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsnʌf.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نازک، تظاهرآمیز یا مصنوعی؛ نازک، تظاهر به دینداری

عبارات و ترکیب‌ها

snuffling noise

صدای پچ‌پچ

snuffling sound

صدای پچ‌پچ

snuffling pig

خوک پچ‌پچ‌کن

snuffling child

کودک پچ‌پچ‌کن

snuffling dog

سگ پچ‌پچ‌کن

snuffling around

پچ‌پچ کردن در اطراف

snuffling soundly

به طور پچ‌پچ‌کننده

snuffling softly

به آرامی پچ‌پچ‌کن

snuffling quietly

به طور آرام پچ‌پچ‌کن

snuffling gently

به ملایمت پچ‌پچ‌کن

جملات نمونه

the dog was snuffling around the garden, looking for its favorite toy.

سگ در حال جستجو در باغ بود و به دنبال اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش می‌گشت.

i heard the baby snuffling softly in the crib.

شنیدم که نوزاد به آرامی در گهواره در حال پوف و هوا دادن است.

she was snuffling through the leaves, searching for truffles.

او در حال جستجو در میان برگ‌ها به دنبال حلزرد بود.

the rabbit was snuffling in the grass for fresh clover.

خرگوش در حال جستجو در چمنزار برای یافتن چمن چهار برگ تازه بود.

he was snuffling with a cold, making it hard to breathe.

او به دلیل سرماخوردگی در حال پوف و هوا دادن بود که نفس کشیدن را دشوار می‌کرد.

the pig was snuffling happily in the mud.

خوک با خوشحالی در گل پوف و هوا می‌داد.

she noticed the dog snuffling at the base of the tree.

او متوجه شد که سگ در پایین درخت پوف و هوا می‌دهد.

after the rain, the earth was rich with scents, and the dog was snuffling eagerly.

بعد از باران، زمین مملو از عطر بود و سگ با اشتیاق پوف و هوا می‌داد.

as the child was snuffling, his mother handed him a tissue.

همانطور که کودک پوف و هوا می‌داد، مادرش دستمالی به او داد.

the cat was snuffling around the kitchen, hoping for a treat.

گربه در حال جستجو در آشپزخانه بود و امیدوار بود که جایزه ای دریافت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید