snuffling noise
صدای پچپچ
snuffling sound
صدای پچپچ
snuffling pig
خوک پچپچکن
snuffling child
کودک پچپچکن
snuffling dog
سگ پچپچکن
snuffling around
پچپچ کردن در اطراف
snuffling soundly
به طور پچپچکننده
snuffling softly
به آرامی پچپچکن
snuffling quietly
به طور آرام پچپچکن
snuffling gently
به ملایمت پچپچکن
the dog was snuffling around the garden, looking for its favorite toy.
سگ در حال جستجو در باغ بود و به دنبال اسباببازی مورد علاقهاش میگشت.
i heard the baby snuffling softly in the crib.
شنیدم که نوزاد به آرامی در گهواره در حال پوف و هوا دادن است.
she was snuffling through the leaves, searching for truffles.
او در حال جستجو در میان برگها به دنبال حلزرد بود.
the rabbit was snuffling in the grass for fresh clover.
خرگوش در حال جستجو در چمنزار برای یافتن چمن چهار برگ تازه بود.
he was snuffling with a cold, making it hard to breathe.
او به دلیل سرماخوردگی در حال پوف و هوا دادن بود که نفس کشیدن را دشوار میکرد.
the pig was snuffling happily in the mud.
خوک با خوشحالی در گل پوف و هوا میداد.
she noticed the dog snuffling at the base of the tree.
او متوجه شد که سگ در پایین درخت پوف و هوا میدهد.
after the rain, the earth was rich with scents, and the dog was snuffling eagerly.
بعد از باران، زمین مملو از عطر بود و سگ با اشتیاق پوف و هوا میداد.
as the child was snuffling, his mother handed him a tissue.
همانطور که کودک پوف و هوا میداد، مادرش دستمالی به او داد.
the cat was snuffling around the kitchen, hoping for a treat.
گربه در حال جستجو در آشپزخانه بود و امیدوار بود که جایزه ای دریافت کند.
snuffling noise
صدای پچپچ
snuffling sound
صدای پچپچ
snuffling pig
خوک پچپچکن
snuffling child
کودک پچپچکن
snuffling dog
سگ پچپچکن
snuffling around
پچپچ کردن در اطراف
snuffling soundly
به طور پچپچکننده
snuffling softly
به آرامی پچپچکن
snuffling quietly
به طور آرام پچپچکن
snuffling gently
به ملایمت پچپچکن
the dog was snuffling around the garden, looking for its favorite toy.
سگ در حال جستجو در باغ بود و به دنبال اسباببازی مورد علاقهاش میگشت.
i heard the baby snuffling softly in the crib.
شنیدم که نوزاد به آرامی در گهواره در حال پوف و هوا دادن است.
she was snuffling through the leaves, searching for truffles.
او در حال جستجو در میان برگها به دنبال حلزرد بود.
the rabbit was snuffling in the grass for fresh clover.
خرگوش در حال جستجو در چمنزار برای یافتن چمن چهار برگ تازه بود.
he was snuffling with a cold, making it hard to breathe.
او به دلیل سرماخوردگی در حال پوف و هوا دادن بود که نفس کشیدن را دشوار میکرد.
the pig was snuffling happily in the mud.
خوک با خوشحالی در گل پوف و هوا میداد.
she noticed the dog snuffling at the base of the tree.
او متوجه شد که سگ در پایین درخت پوف و هوا میدهد.
after the rain, the earth was rich with scents, and the dog was snuffling eagerly.
بعد از باران، زمین مملو از عطر بود و سگ با اشتیاق پوف و هوا میداد.
as the child was snuffling, his mother handed him a tissue.
همانطور که کودک پوف و هوا میداد، مادرش دستمالی به او داد.
the cat was snuffling around the kitchen, hoping for a treat.
گربه در حال جستجو در آشپزخانه بود و امیدوار بود که جایزه ای دریافت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید