cozy snuggles
حس تنش و دلبری
gentle snuggles
دلبری ملایم
warm snuggles
دلبری گرم
snuggles time
زمان دلبری
snuggles and kisses
دلبری و بوسه
snuggles for days
دلبری برای روزها
sweet snuggles
دلبری شیرین
snuggles with pets
دلبری با حیوانات خانگی
snuggles in bed
دلبری در رختخواب
snuggles all night
دلبری در تمام شب
she loves to snuggle with her cat on cold nights.
او عاشق بغل کردن گربهاش در شبهای سرد است.
the baby snuggles up to her mother for warmth.
نوزاد برای گرم شدن به مادرش میچسبد.
he always snuggles under the blanket while watching movies.
او همیشه در حالی که فیلم تماشا میکند زیر پتو میچسبد.
they snuggle together on the couch during winter.
آنها در طول زمستان در حالی که روی مبل بغل هم میکنند.
the dog snuggles against her leg for comfort.
سگ برای آرامش به پای او میچسبد.
she gently snuggles her newborn baby close to her heart.
او به آرامی نوزاد تازه متولد شدهاش را نزدیک قلبش بغل میکند.
on rainy days, we love to snuggle by the fireplace.
در روزهای بارانی، ما عاشق بغل کردن کنار شومینه هستیم.
the couple snuggles under a shared blanket during the movie.
زوج زیر یک پتو مشترک در حین تماشای فیلم بغل میکنند.
she snuggles her teddy bear whenever she feels scared.
او هر وقت احساس ترس میکند خرس عروسکیاش را بغل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید