snuggles

[ایالات متحده]/ˈsnʌɡlz/
[بریتانیا]/ˈsnʌɡəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی در آغوش گرفتن یا در کنار هم قرار گرفتن؛ به طور راحت جمع شدن؛ به طور محکم در آغوش گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

cozy snuggles

حس تنش و دلبری

gentle snuggles

دلبری ملایم

warm snuggles

دلبری گرم

snuggles time

زمان دلبری

snuggles and kisses

دلبری و بوسه

snuggles for days

دلبری برای روزها

sweet snuggles

دلبری شیرین

snuggles with pets

دلبری با حیوانات خانگی

snuggles in bed

دلبری در رختخواب

snuggles all night

دلبری در تمام شب

جملات نمونه

she loves to snuggle with her cat on cold nights.

او عاشق بغل کردن گربه‌اش در شب‌های سرد است.

the baby snuggles up to her mother for warmth.

نوزاد برای گرم شدن به مادرش می‌چسبد.

he always snuggles under the blanket while watching movies.

او همیشه در حالی که فیلم تماشا می‌کند زیر پتو می‌چسبد.

they snuggle together on the couch during winter.

آنها در طول زمستان در حالی که روی مبل بغل هم می‌کنند.

the dog snuggles against her leg for comfort.

سگ برای آرامش به پای او می‌چسبد.

she gently snuggles her newborn baby close to her heart.

او به آرامی نوزاد تازه متولد شده‌اش را نزدیک قلبش بغل می‌کند.

on rainy days, we love to snuggle by the fireplace.

در روزهای بارانی، ما عاشق بغل کردن کنار شومینه هستیم.

the couple snuggles under a shared blanket during the movie.

زوج زیر یک پتو مشترک در حین تماشای فیلم بغل می‌کنند.

she snuggles her teddy bear whenever she feels scared.

او هر وقت احساس ترس می‌کند خرس عروسکی‌اش را بغل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید