cuddles

[ایالات متحده]/ˈkʌd.əlz/
[بریتانیا]/ˈkʌd.əlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آغوش می‌گیرد یا در آغوش می‌گیرد (سوم شخص مفرد)
n. آغوش‌ها یا در آغوش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

gentle cuddles

در آغوش گرفتن ملایم

sweet cuddles

در آغوش گرفتن شیرین

warm cuddles

در آغوش گرفتن گرم

cozy cuddles

در آغوش گرفتن دنج

loving cuddles

در آغوش گرفتن با عشق

playful cuddles

در آغوش گرفتن بازیگوشانه

snug cuddles

در آغوش گرفتن تنگ

soft cuddles

در آغوش گرفتن نرم

happy cuddles

در آغوش گرفتن شاد

friendly cuddles

در آغوش گرفتن دوستانه

جملات نمونه

she loves to give her cat cuddles every evening.

او عاشق این است که هر شب به گربه اش محبت کند.

after a long day, he enjoys cuddles on the couch.

بعد از یک روز طولانی، او از در آغوش گرفتن روی مبل لذت می برد.

the puppy snuggled up for cuddles on the bed.

سگ کوچولو برای در آغوش گرفتن در رختخواب جمع شد.

they spent the rainy afternoon sharing cuddles.

آنها بعد از ظهر بارانی را با در آغوش گرفتن گذراندند.

she often gives her children cuddles before bedtime.

او اغلب قبل از خواب به فرزندانش محبت می کند.

cuddles from her partner always make her feel better.

محبت از طرف شریک زندگی اش همیشه باعث می شود او احساس بهتری داشته باشد.

he wrapped his arms around her for warm cuddles.

او دست هایش را دور او حلقه کرد تا محبت گرمی داشته باشند.

the baby giggled during the cuddles with mom.

بچه در حین محبت با مادرش خندید.

on cold nights, they love to have cuddles by the fire.

در شب های سرد، آنها عاشق در آغوش گرفتن کنار آتش هستند.

she feels safe and loved during their cuddles.

او در حین محبت کردن با آنها احساس امنیت و دوست داشته شدن می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید