gentle cuddles
در آغوش گرفتن ملایم
sweet cuddles
در آغوش گرفتن شیرین
warm cuddles
در آغوش گرفتن گرم
cozy cuddles
در آغوش گرفتن دنج
loving cuddles
در آغوش گرفتن با عشق
playful cuddles
در آغوش گرفتن بازیگوشانه
snug cuddles
در آغوش گرفتن تنگ
soft cuddles
در آغوش گرفتن نرم
happy cuddles
در آغوش گرفتن شاد
friendly cuddles
در آغوش گرفتن دوستانه
she loves to give her cat cuddles every evening.
او عاشق این است که هر شب به گربه اش محبت کند.
after a long day, he enjoys cuddles on the couch.
بعد از یک روز طولانی، او از در آغوش گرفتن روی مبل لذت می برد.
the puppy snuggled up for cuddles on the bed.
سگ کوچولو برای در آغوش گرفتن در رختخواب جمع شد.
they spent the rainy afternoon sharing cuddles.
آنها بعد از ظهر بارانی را با در آغوش گرفتن گذراندند.
she often gives her children cuddles before bedtime.
او اغلب قبل از خواب به فرزندانش محبت می کند.
cuddles from her partner always make her feel better.
محبت از طرف شریک زندگی اش همیشه باعث می شود او احساس بهتری داشته باشد.
he wrapped his arms around her for warm cuddles.
او دست هایش را دور او حلقه کرد تا محبت گرمی داشته باشند.
the baby giggled during the cuddles with mom.
بچه در حین محبت با مادرش خندید.
on cold nights, they love to have cuddles by the fire.
در شب های سرد، آنها عاشق در آغوش گرفتن کنار آتش هستند.
she feels safe and loved during their cuddles.
او در حین محبت کردن با آنها احساس امنیت و دوست داشته شدن می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید