so-and-so

[ایالات متحده]/ˌsəʊ ən ˈsəʊ/
[بریتانیا]/ˌsoʊ ən ˈsoʊ/

ترجمه

adv. و به همین ترتیب؛ و موارد مشابه
n. یک شخص یا چیز خاص
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

so-and-so knows

می‌داند

so-and-so's car

ماشین او

so-and-so said

گفت

so-and-so doing

انجام می‌دهد

so-and-so here

او اینجاست

so-and-so's problem

مشکل او

so-and-so thinks

فکر می‌کند

so-and-so went

رفت

so-and-so's idea

ایده او

جملات نمونه

he's a so-and-so who always blames others for his mistakes.

او یک آدم بی‌خاصیت است که همیشه تقصیرها را به گردن دیگران می‌اندازد.

the so-and-so politician made a series of empty promises during the campaign.

سیاستمدان بی‌خاصیت مجموعه‌ای از وعده‌های پوچ را در طول کمپین مطرح کرد.

it was a so-and-so deal, full of hidden clauses and unfavorable terms.

یک معامله بی‌خاصیت بود، پر از بندهای پنهان و شرایط نامطلوب.

the so-and-so weather conditions made driving extremely dangerous.

شرایط آب و هوای بی‌خاصیت رانندگی را بسیار خطرناک کرد.

she described him as a so-and-so, unreliable and always late.

او او را به عنوان یک آدم بی‌خاصیت، غیرقابل اعتماد و همیشه دیر رسید توصیف کرد.

it's a so-and-so situation, but we'll figure it out.

یک وضعیت بی‌خاصیت است، اما ما آن را حل خواهیم کرد.

the so-and-so software crashed repeatedly during the presentation.

نرم‌افزار بی‌خاصیت بارها در طول ارائه دچار خرابی شد.

he's a so-and-so, always causing trouble wherever he goes.

او یک آدم بی‌خاصیت است، همیشه در هر جایی که می‌رود، مشکل ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید