| جمع | soapboxes |
political soapbox
صفحه سخنرانی سیاسی
soapbox speech
سخنرانی از روی جعبه صابون
fanzines are soapboxes for critical sporting fans.
فنزینها صندلیهای سخنرانی برای طرفداران ورزش انتقادی هستند.
Don’t mention the Internet in front of him, or he’ll get on his soapbox and we’ll be here all night listening to his opinions about the evils of modern technology.
او را در حضور او از اینترنت نام نبر، وگرنه روی صندلی سخنرانی خود خواهد رفت و ما تمام شب را به گوش دادن به نظراتش در مورد شیاطین فناوری مدرن خواهیم گذراند.
Our factory specially manufactures a series of furniture articles, such as transparence cupula with hook、mightiness dauby hook、pothook、key buckle、opening bottle ware、soapbox, and so on.
کارخانه ما به طور خاص مجموعه ای از وسایل مبلمان از جمله گنبد شفاف با قلاب، قلاب داوبی قدرتمند، قلاب گلدان، سگک کلید، وسایل بازکن بطری، صابون و غیره را تولید می کند.
He stood on his soapbox and preached about the importance of equality.
او روی صندلی سخنرانی خود ایستاد و در مورد اهمیت برابری موعظه کرد.
She always gets on her soapbox when it comes to environmental issues.
وقتی صحبت از مسائل زیست محیطی می شود، او همیشه روی صندلی سخنرانی خود می رود.
Don't let him get on his soapbox about politics again.
به او اجازه نده دوباره در مورد سیاست روی صندلی سخنرانی خود برود.
The activist used the event as a soapbox to raise awareness about social injustice.
فعال از این رویداد به عنوان یک صندلی سخنرانی برای افزایش آگاهی در مورد نابرابری اجتماعی استفاده کرد.
I don't want to listen to him go on his soapbox about his opinions on parenting.
نمی خواهم به او گوش کنم که در مورد نظراتش در مورد فرزندپروری روی صندلی سخنرانی خود صحبت می کند.
We're giving some sick bastard a soapbox. What does that say to people?
ما در حال دادن یک فرد مریض و بیرحم به یک سکوی سخنرانی هستیم. این چه معنایی برای مردم دارد؟
منبع: Go blank axis versionAnd they look like good clean fun. They have a lot in common with the " soapbox" derby.
و آنها شبیه تفریح سالم و تمیز به نظر میرسند. آنها ارتباط زیادی با مسابقه اتومبیلهای دستی (soapbox) دارند.
منبع: CNN 10 Student English Compilation August 2019Wait. Your school's having a soapbox derby.
صبر کن. مدرسه شما مسابقه اتومبیلهای دستی (soapbox) برگزار میکند.
منبع: Desperate Housewives Video Version Season 8She opened a soapbox, and took out some soap flakes, some soap powder and so on.
او یک سکوی سخنرانی باز کرد و مقداری پودر صابون، پودر صابون و غیره بیرون آورد.
منبع: Pan PanAnd with that soapbox rant over, I will simply say, good night, good luck, and above all ...
و با پایان این سخنرانی آتشین از روی سکوی سخنرانی، من فقط میگویم، شب بخیر، موفق باشید و مهمتر از همه...
منبع: TED Talks (Audio Version) May 2019 CompilationIf someone were hogging the floor, you could tell them to get off their soapbox.
اگر کسی داشت فضای صحبت کردن را تصاحب میکرد، میتوانستید به او بگویید از سکوی سخنرانیاش پیاده شود.
منبع: 2006 English CafeAlvin wants to know the meaning of the expression, " Get off your soapbox."
آلوین میخواهد معنای عبارت «از سکوی سخنرانیات پیاده شو» را بداند.
منبع: 2006 English CafeWell, when you tell someone to get off his or her soapbox, you're telling them to step down from the box.
خب، وقتی به کسی میگویید از سکوی سخنرانیاش پیاده شود، به او میگویید از جعبه پیاده شود.
منبع: 2006 English CafeAlthough no longer as popular as it was during the middle twentieth century when I was growing up, the soapbox derbies continue today.
اگرچه دیگر به اندازه زمانی که من در حال بزرگ شدن بودم در اواسط قرن بیستم محبوب نیست، مسابقات اتومبیلهای دستی (soapbox) امروزه همچنان ادامه دارند.
منبع: 2014 English CafeI will not allow this court to become your personal soapbox, Mr. Salle.
من اجازه نخواهم داد این دادگاه به سکوی سخنرانی شخصی شما تبدیل شود، آقای سال.
منبع: The Good Wife Season 2political soapbox
صفحه سخنرانی سیاسی
soapbox speech
سخنرانی از روی جعبه صابون
fanzines are soapboxes for critical sporting fans.
فنزینها صندلیهای سخنرانی برای طرفداران ورزش انتقادی هستند.
Don’t mention the Internet in front of him, or he’ll get on his soapbox and we’ll be here all night listening to his opinions about the evils of modern technology.
او را در حضور او از اینترنت نام نبر، وگرنه روی صندلی سخنرانی خود خواهد رفت و ما تمام شب را به گوش دادن به نظراتش در مورد شیاطین فناوری مدرن خواهیم گذراند.
Our factory specially manufactures a series of furniture articles, such as transparence cupula with hook、mightiness dauby hook、pothook、key buckle、opening bottle ware、soapbox, and so on.
کارخانه ما به طور خاص مجموعه ای از وسایل مبلمان از جمله گنبد شفاف با قلاب، قلاب داوبی قدرتمند، قلاب گلدان، سگک کلید، وسایل بازکن بطری، صابون و غیره را تولید می کند.
He stood on his soapbox and preached about the importance of equality.
او روی صندلی سخنرانی خود ایستاد و در مورد اهمیت برابری موعظه کرد.
She always gets on her soapbox when it comes to environmental issues.
وقتی صحبت از مسائل زیست محیطی می شود، او همیشه روی صندلی سخنرانی خود می رود.
Don't let him get on his soapbox about politics again.
به او اجازه نده دوباره در مورد سیاست روی صندلی سخنرانی خود برود.
The activist used the event as a soapbox to raise awareness about social injustice.
فعال از این رویداد به عنوان یک صندلی سخنرانی برای افزایش آگاهی در مورد نابرابری اجتماعی استفاده کرد.
I don't want to listen to him go on his soapbox about his opinions on parenting.
نمی خواهم به او گوش کنم که در مورد نظراتش در مورد فرزندپروری روی صندلی سخنرانی خود صحبت می کند.
We're giving some sick bastard a soapbox. What does that say to people?
ما در حال دادن یک فرد مریض و بیرحم به یک سکوی سخنرانی هستیم. این چه معنایی برای مردم دارد؟
منبع: Go blank axis versionAnd they look like good clean fun. They have a lot in common with the " soapbox" derby.
و آنها شبیه تفریح سالم و تمیز به نظر میرسند. آنها ارتباط زیادی با مسابقه اتومبیلهای دستی (soapbox) دارند.
منبع: CNN 10 Student English Compilation August 2019Wait. Your school's having a soapbox derby.
صبر کن. مدرسه شما مسابقه اتومبیلهای دستی (soapbox) برگزار میکند.
منبع: Desperate Housewives Video Version Season 8She opened a soapbox, and took out some soap flakes, some soap powder and so on.
او یک سکوی سخنرانی باز کرد و مقداری پودر صابون، پودر صابون و غیره بیرون آورد.
منبع: Pan PanAnd with that soapbox rant over, I will simply say, good night, good luck, and above all ...
و با پایان این سخنرانی آتشین از روی سکوی سخنرانی، من فقط میگویم، شب بخیر، موفق باشید و مهمتر از همه...
منبع: TED Talks (Audio Version) May 2019 CompilationIf someone were hogging the floor, you could tell them to get off their soapbox.
اگر کسی داشت فضای صحبت کردن را تصاحب میکرد، میتوانستید به او بگویید از سکوی سخنرانیاش پیاده شود.
منبع: 2006 English CafeAlvin wants to know the meaning of the expression, " Get off your soapbox."
آلوین میخواهد معنای عبارت «از سکوی سخنرانیات پیاده شو» را بداند.
منبع: 2006 English CafeWell, when you tell someone to get off his or her soapbox, you're telling them to step down from the box.
خب، وقتی به کسی میگویید از سکوی سخنرانیاش پیاده شود، به او میگویید از جعبه پیاده شود.
منبع: 2006 English CafeAlthough no longer as popular as it was during the middle twentieth century when I was growing up, the soapbox derbies continue today.
اگرچه دیگر به اندازه زمانی که من در حال بزرگ شدن بودم در اواسط قرن بیستم محبوب نیست، مسابقات اتومبیلهای دستی (soapbox) امروزه همچنان ادامه دارند.
منبع: 2014 English CafeI will not allow this court to become your personal soapbox, Mr. Salle.
من اجازه نخواهم داد این دادگاه به سکوی سخنرانی شخصی شما تبدیل شود، آقای سال.
منبع: The Good Wife Season 2لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید