soldiered on
به تلاش ادامه داد
soldiered through
از میان عبور کرد
soldiered ahead
به جلو ادامه داد
soldiered up
به بالا رفت
soldiered forth
به جلو رفت
soldiered back
به عقب بازگشت
soldiered past
از کنار عبور کرد
soldiered down
به پایین آمد
soldiered in
وارد شد
soldiered together
با هم ادامه داد
he soldiered on despite the difficulties.
او با وجود مشکلات به تلاش خود ادامه داد.
they soldiered through the tough training.
آنها با وجود تمرینات سخت، به تلاش خود ادامه دادند.
she soldiered on with her studies.
او با وجود ادامه تحصیل، به تلاش خود ادامه داد.
after the setback, he soldiered back into the game.
پس از شکست، او دوباره وارد بازی شد.
the team soldiered through the long season.
تیم در طول فصل طولانی به تلاش خود ادامه داد.
even when facing challenges, she soldiered ahead.
حتی در مواجهه با چالش ها، او به تلاش خود ادامه داد.
he soldiered on despite feeling unwell.
او با وجود احساس ناراحتی به تلاش خود ادامه داد.
they soldiered through the night to finish the project.
آنها تا اتمام پروژه، در طول شب به تلاش خود ادامه دادند.
she soldiered through her fears to give the presentation.
او با وجود ترس هایش، برای ارائه دادن، به تلاش خود ادامه داد.
he soldiered on, knowing his efforts would pay off.
او به تلاش خود ادامه داد، زیرا می دانست تلاش هایش نتیجه خواهد داد.
soldiered on
به تلاش ادامه داد
soldiered through
از میان عبور کرد
soldiered ahead
به جلو ادامه داد
soldiered up
به بالا رفت
soldiered forth
به جلو رفت
soldiered back
به عقب بازگشت
soldiered past
از کنار عبور کرد
soldiered down
به پایین آمد
soldiered in
وارد شد
soldiered together
با هم ادامه داد
he soldiered on despite the difficulties.
او با وجود مشکلات به تلاش خود ادامه داد.
they soldiered through the tough training.
آنها با وجود تمرینات سخت، به تلاش خود ادامه دادند.
she soldiered on with her studies.
او با وجود ادامه تحصیل، به تلاش خود ادامه داد.
after the setback, he soldiered back into the game.
پس از شکست، او دوباره وارد بازی شد.
the team soldiered through the long season.
تیم در طول فصل طولانی به تلاش خود ادامه داد.
even when facing challenges, she soldiered ahead.
حتی در مواجهه با چالش ها، او به تلاش خود ادامه داد.
he soldiered on despite feeling unwell.
او با وجود احساس ناراحتی به تلاش خود ادامه داد.
they soldiered through the night to finish the project.
آنها تا اتمام پروژه، در طول شب به تلاش خود ادامه دادند.
she soldiered through her fears to give the presentation.
او با وجود ترس هایش، برای ارائه دادن، به تلاش خود ادامه داد.
he soldiered on, knowing his efforts would pay off.
او به تلاش خود ادامه داد، زیرا می دانست تلاش هایش نتیجه خواهد داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید