the puzzle was solvably designed for children of all skill levels.
این پازل به گونهای قابل حل طراحی شده است که برای کودکان در تمام سطوح مهارت مناسب باشد.
this math problem is solvably complex, offering just enough challenge to engage students.
این مسئله ریاضی به طور قابل حلی پیچیده است و چالش کافی برای جذب دانشآموزان ارائه میدهد.
the mystery novel was solvably framed with clues carefully placed throughout.
این رمان معمایی به گونهای قابل حل طراحی شده بود که سرنخها به دقت در سراسر آن قرار داده شده بودند.
her research methodology was solvably structured to address each hypothesis systematically.
روششناسی تحقیقاتی او به گونهای قابل حل ساختار یافته بود تا به طور سیستماتیک به هر فرضیه رسیدگی کند.
the video game levels are solvably difficult, providing players with a sense of accomplishment.
سطوح بازی ویدیویی به طور قابل حلی دشوار هستند و به بازیکنان احساس موفقیت میدهند.
the debate topic was solvably posed to encourage diverse perspectives from all participants.
موضوع بحث به گونهای قابل حل مطرح شد تا مشارکتکنندگان با دیدگاههای متنوع تشویق شوند.
the computer algorithm was solvably implemented to handle various edge cases efficiently.
الگوریتم کامپیوتری به گونهای قابل حل اجرا شد تا به طور مؤثر به انواع موارد خاص رسیدگی کند.
this crossword puzzle is solvably cryptic without being frustratingly impossible.
این جدول کلمات متقاطع به طور قابل حلی مبهم است اما به طور ناامیدکنندهای غیرممکن نیست.
the escape room puzzle was solvably arranged in a logical sequence for participants.
معمای اتاق فرار به گونهای قابل حل در یک ترتیب منطقی برای شرکتکنندگان چیده شده بود.
his academic theories are solvably complex, requiring careful analysis to fully appreciate.
نظریههای علمی او به طور قابل حلی پیچیده هستند و برای درک کامل نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق دارند.
the criminal case was solvably documented with clear evidence leading to the perpetrator.
این پرونده جنایی به طور قابل حلی با مدارک روشن که به متهم اشاره دارد، مستند شده بود.
the laboratory experiment was solvably controlled to minimize external variables.
آزمایش آزمایشگاهی به گونهای قابل حل کنترل شد تا متغیرهای خارجی به حداقل برسد.
the legal dispute was solvably mediated before reaching a lengthy trial process.
اختلاف حقوقی قبل از رسیدن به فرآیند دادرسی طولانی به طور قابل حلی میانجیگری شد.
the puzzle was solvably designed for children of all skill levels.
این پازل به گونهای قابل حل طراحی شده است که برای کودکان در تمام سطوح مهارت مناسب باشد.
this math problem is solvably complex, offering just enough challenge to engage students.
این مسئله ریاضی به طور قابل حلی پیچیده است و چالش کافی برای جذب دانشآموزان ارائه میدهد.
the mystery novel was solvably framed with clues carefully placed throughout.
این رمان معمایی به گونهای قابل حل طراحی شده بود که سرنخها به دقت در سراسر آن قرار داده شده بودند.
her research methodology was solvably structured to address each hypothesis systematically.
روششناسی تحقیقاتی او به گونهای قابل حل ساختار یافته بود تا به طور سیستماتیک به هر فرضیه رسیدگی کند.
the video game levels are solvably difficult, providing players with a sense of accomplishment.
سطوح بازی ویدیویی به طور قابل حلی دشوار هستند و به بازیکنان احساس موفقیت میدهند.
the debate topic was solvably posed to encourage diverse perspectives from all participants.
موضوع بحث به گونهای قابل حل مطرح شد تا مشارکتکنندگان با دیدگاههای متنوع تشویق شوند.
the computer algorithm was solvably implemented to handle various edge cases efficiently.
الگوریتم کامپیوتری به گونهای قابل حل اجرا شد تا به طور مؤثر به انواع موارد خاص رسیدگی کند.
this crossword puzzle is solvably cryptic without being frustratingly impossible.
این جدول کلمات متقاطع به طور قابل حلی مبهم است اما به طور ناامیدکنندهای غیرممکن نیست.
the escape room puzzle was solvably arranged in a logical sequence for participants.
معمای اتاق فرار به گونهای قابل حل در یک ترتیب منطقی برای شرکتکنندگان چیده شده بود.
his academic theories are solvably complex, requiring careful analysis to fully appreciate.
نظریههای علمی او به طور قابل حلی پیچیده هستند و برای درک کامل نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق دارند.
the criminal case was solvably documented with clear evidence leading to the perpetrator.
این پرونده جنایی به طور قابل حلی با مدارک روشن که به متهم اشاره دارد، مستند شده بود.
the laboratory experiment was solvably controlled to minimize external variables.
آزمایش آزمایشگاهی به گونهای قابل حل کنترل شد تا متغیرهای خارجی به حداقل برسد.
the legal dispute was solvably mediated before reaching a lengthy trial process.
اختلاف حقوقی قبل از رسیدن به فرآیند دادرسی طولانی به طور قابل حلی میانجیگری شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید