problem solves
حل مسئله میکند
solution solves
راه حل پیدا میکند
issue solves
مسئله را حل میکند
conflict solves
درگیری را حل میکند
challenge solves
چالش را حل میکند
puzzle solves
معما را حل میکند
task solves
وظیفه را انجام میدهد
problematic solves
مشکلساز را حل میکند
difficulty solves
دشواری را حل میکند
query solves
پرسش را حل میکند
the new software solves many problems.
نرمافزار جدید بسیاری از مشکلات را حل میکند.
this method solves the issue effectively.
این روش مشکل را به طور موثر حل میکند.
he always solves puzzles quickly.
او همیشه پازلها را به سرعت حل میکند.
the team solves challenges collaboratively.
تیم چالشها را به صورت مشارکتی حل میکند.
she solves math problems with ease.
او مسائل ریاضی را به راحتی حل میکند.
this tool solves technical difficulties.
این ابزار مشکلات فنی را حل میکند.
our project solves real-world issues.
پروژه ما مشکلات دنیای واقعی را حل میکند.
the app solves scheduling conflicts.
این برنامه تعارضات زمانبندی را حل میکند.
he solves disputes with diplomacy.
او اختلافات را با دیپلماسی حل میکند.
this approach solves the problem at its root.
این رویکرد مشکل را در ریشه آن حل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید