sombrío

[ایالات متحده]/somˈbɾi.o/
[بریتانیا]/somˈbɾi.o/

ترجمه

adj.阴沉的, 暗淡的;忧郁的, 严峻的

عبارات و ترکیب‌ها

sombrío mood

حال تاریک

cielo sombrío

آسمان تاریک

pensamientos sombríos

افکار تاریک

día sombrío

روز تاریک

ambiente sombrío

فضای تاریک

bosque sombrío

جنگل تاریک

جملات نمونه

the sombrío atmosphere of the old mansion made everyone feel uneasy.

آسمان تاریک و ابری نشانه ورود طوفان بود.

he had a sombrío expression on his face after hearing the news.

پس از دریافت خبر بد، چهره‌ای غمگین و تاریک داشت.

the sombrío sky forecasted an approaching storm.

آینده برای شرکت در حال مبارزه، تاریک و نومیدانه به نظر می‌رسید.

she walked through the sombrío forest alone.

آنها در سکوت از جنگل تاریک و غم‌انگیز عبور کردند.

the sombrío mood at the funeral was palpable.

حال و هوای تاریک و غمگین او بر همه در جلسه تأثیر گذاشت.

the artist created a sombrío painting depicting the aftermath of war.

هوای ابری و تاریک باعث شد همه احساس غم و اندوه کنند.

his sombrío personality made it difficult for others to approach him.

عمارت قدیمی جوی تاریک و سردمآب داشت که بازدیدکنندگان را می‌لرزاند.

the sombrío corridor seemed to stretch on forever.

علی‌رغم پیش‌بینی‌های تاریک و نومیدانه، آنها امیدوار ماندند.

they entered the sombrío cave with only a flashlight.

خبر غم‌انگیز سایه‌ای بر جشن انداخت.

the sombrío legacy of the forgotten kingdom still haunts the land.

در گوشه تاریک اتاق نشست و عمیقاً به فکر فرو رفت.

after the accident, he spent his days in a sombrío room, refusing to see anyone.

منظره تاریک و غم‌انگیز بی‌پایان در برابرشان گسترده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید