sombres

[ایالات متحده]/[ˈsɒmbrəz]/
[بریتانیا]/[ˈsɒmbrəz]/

ترجمه

adj. تاریک و افسردگی؛ ناامید کننده.
adv. به صورت تاریک و افسردگی.

عبارات و ترکیب‌ها

dark sombres

سومبرهای تاریک

wore sombres

سومبرهای پوشیده شده

sombres suit

پیشنهاد سومبر

grey sombres

سومبرهای خاکی

navy sombres

سومبرهای نیلوفری

wearing sombres

پوشیدن سومبر

black sombres

سومبرهای سیاه

smart sombres

سومبرهای هوشمند

new sombres

سومبرهای جدید

light sombres

سومبرهای روشن

جملات نمونه

the gallery featured somber paintings depicting wartime scenes.

گالری نقاشی‌های افسرده‌ای را نمایش داد که صحنه‌های جنگ را به تصویر می‌کشید.

a somber mood settled over the crowd after the news.

پس از این خبر، یک حالت افسردگی بر جمعیت فراگرفت.

the film's somber tone reflected the protagonist's despair.

نبرد افسرده فیلم ناامیدی شخصیت اصلی را منعکس می‌کرد.

he delivered a somber speech about the company's losses.

او یک سخنرانی افسرده درباره زیان‌های شرکت ارائه کرد.

the somber music added to the atmosphere of the funeral.

موسیقی افسرده به جو مراسم جنازه اضافه کرد.

the novel explored somber themes of loss and regret.

این رمان به بررسی موضوعات افسرده از دست دادن و ندامت پرداخت.

a somber reflection on the year passed filled her mind.

یک بازبینی افسرده از سال گذشته ذهن او را پر کرد.

the news report presented a somber picture of the economy.

گزارش خبری یک تصویر افسرده از اقتصاد ارائه کرد.

the somber occasion called for respectful silence.

این موقعیت افسرده به سکوت با احترام نیاز داشت.

the poet used somber imagery to evoke a sense of sadness.

شاعر از تصاویر افسرده برای ایجاد احساس ناامیدی استفاده کرد.

the somber colors of the landscape created a melancholic effect.

رنگ‌های افسرده طبیعت تأثیری افسردگی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید