dark sombres
سومبرهای تاریک
wore sombres
سومبرهای پوشیده شده
sombres suit
پیشنهاد سومبر
grey sombres
سومبرهای خاکی
navy sombres
سومبرهای نیلوفری
wearing sombres
پوشیدن سومبر
black sombres
سومبرهای سیاه
smart sombres
سومبرهای هوشمند
new sombres
سومبرهای جدید
light sombres
سومبرهای روشن
the gallery featured somber paintings depicting wartime scenes.
گالری نقاشیهای افسردهای را نمایش داد که صحنههای جنگ را به تصویر میکشید.
a somber mood settled over the crowd after the news.
پس از این خبر، یک حالت افسردگی بر جمعیت فراگرفت.
the film's somber tone reflected the protagonist's despair.
نبرد افسرده فیلم ناامیدی شخصیت اصلی را منعکس میکرد.
he delivered a somber speech about the company's losses.
او یک سخنرانی افسرده درباره زیانهای شرکت ارائه کرد.
the somber music added to the atmosphere of the funeral.
موسیقی افسرده به جو مراسم جنازه اضافه کرد.
the novel explored somber themes of loss and regret.
این رمان به بررسی موضوعات افسرده از دست دادن و ندامت پرداخت.
a somber reflection on the year passed filled her mind.
یک بازبینی افسرده از سال گذشته ذهن او را پر کرد.
the news report presented a somber picture of the economy.
گزارش خبری یک تصویر افسرده از اقتصاد ارائه کرد.
the somber occasion called for respectful silence.
این موقعیت افسرده به سکوت با احترام نیاز داشت.
the poet used somber imagery to evoke a sense of sadness.
شاعر از تصاویر افسرده برای ایجاد احساس ناامیدی استفاده کرد.
the somber colors of the landscape created a melancholic effect.
رنگهای افسرده طبیعت تأثیری افسردگی ایجاد کرد.
dark sombres
سومبرهای تاریک
wore sombres
سومبرهای پوشیده شده
sombres suit
پیشنهاد سومبر
grey sombres
سومبرهای خاکی
navy sombres
سومبرهای نیلوفری
wearing sombres
پوشیدن سومبر
black sombres
سومبرهای سیاه
smart sombres
سومبرهای هوشمند
new sombres
سومبرهای جدید
light sombres
سومبرهای روشن
the gallery featured somber paintings depicting wartime scenes.
گالری نقاشیهای افسردهای را نمایش داد که صحنههای جنگ را به تصویر میکشید.
a somber mood settled over the crowd after the news.
پس از این خبر، یک حالت افسردگی بر جمعیت فراگرفت.
the film's somber tone reflected the protagonist's despair.
نبرد افسرده فیلم ناامیدی شخصیت اصلی را منعکس میکرد.
he delivered a somber speech about the company's losses.
او یک سخنرانی افسرده درباره زیانهای شرکت ارائه کرد.
the somber music added to the atmosphere of the funeral.
موسیقی افسرده به جو مراسم جنازه اضافه کرد.
the novel explored somber themes of loss and regret.
این رمان به بررسی موضوعات افسرده از دست دادن و ندامت پرداخت.
a somber reflection on the year passed filled her mind.
یک بازبینی افسرده از سال گذشته ذهن او را پر کرد.
the news report presented a somber picture of the economy.
گزارش خبری یک تصویر افسرده از اقتصاد ارائه کرد.
the somber occasion called for respectful silence.
این موقعیت افسرده به سکوت با احترام نیاز داشت.
the poet used somber imagery to evoke a sense of sadness.
شاعر از تصاویر افسرده برای ایجاد احساس ناامیدی استفاده کرد.
the somber colors of the landscape created a melancholic effect.
رنگهای افسرده طبیعت تأثیری افسردگی ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید