somersaulted

[ایالات متحده]/ˈsʌməˌsɔːltɪd/
[بریتانیا]/ˈsʌmərˌsɔltɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چرخش انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

somersaulted back

پس‌گرد

somersaulted forward

به‌جلوی‌گرد

somersaulted high

به‌بالا‌گرد

somersaulted quickly

به‌سرعت‌گرد

somersaulted gracefully

به‌ظرافت‌گرد

somersaulted wildly

به‌طرز‌وحشیانه‌ای‌گرد

somersaulted effortlessly

به‌سادگی‌گرد

somersaulted repeatedly

به‌طور‌مکرر‌گرد

somersaulted joyfully

با‌شادی‌گرد

somersaulted unexpectedly

به‌طور‌غیرمنتظره‌ای‌گرد

جملات نمونه

the gymnast somersaulted gracefully in the air.

gymnast به طور ظریف در هوا پشتک زد.

he somersaulted off the diving board into the pool.

او از تخته شیرجه به داخل استخر پشتک زد.

the dog somersaulted happily in the grass.

سگ با خوشحالی در چمن‌ها پشتک زد.

she somersaulted during her dance performance.

او در طول اجرای رقص خود پشتک زد.

the acrobat somersaulted through the air with ease.

آکروبات به راحتی از میان هوا پشتک زد.

he somersaulted down the hill, laughing all the way.

او در حالی که می‌خندید، از تپه به پایین پشتک زد.

they somersaulted into the sand at the beach.

آنها در ساحل به داخل شن‌ها پشتک زدند.

the child somersaulted on the trampoline.

کودک روی ترامپولین پشتک زد.

the performer somersaulted to impress the audience.

اجرا کننده برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان پشتک زد.

after the fall, he somersaulted back to his feet.

پس از سقوط، او دوباره روی پاهای خود پشتک زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید