sooted

[ایالات متحده]/ˈsʊtɪd/
[بریتانیا]/ˈsʊtɪd/

ترجمه

v. پوشیده یا لکه‌دار شده با دوده

عبارات و ترکیب‌ها

sooted walls

دیوارهای سوخته

sooted chimney

دودکش سوخته

sooted fireplace

شومینه سوخته

sooted paper

مقوا سوخته

sooted glass

شیشه سوخته

sooted clothes

لباس‌های سوخته

sooted furniture

وسایل سوخته

sooted surface

سطح سوخته

sooted air

هوا سوخته

sooted environment

محیط سوخته

جملات نمونه

the fireplace was sooted after the winter.

شومینه پس از زمستان سیاه شده بود.

his hands were sooted from working on the car.

دست‌هایش در اثر کار روی ماشین سیاه شده بودند.

the walls were sooted from years of neglect.

دیوارها در اثر سال‌ها بی‌توجهی سیاه شده بودند.

she cleaned the sooted windows carefully.

او با دقت پنجره‌های سیاه شده را تمیز کرد.

the chimney was sooted and needed cleaning.

دودکش سیاه شده بود و نیاز به تمیز کردن داشت.

after the fire, the room was sooted and dark.

پس از آتش‌سوزی، اتاق سیاه و تاریک بود.

he noticed the sooted ceiling after the storm.

او پس از طوفان متوجه سقف سیاه شده شد.

the artist used sooted charcoal for her drawing.

هنرمند از زغال سیاه برای طراحی خود استفاده کرد.

the sooted surface needed a fresh coat of paint.

سطح سیاه شده به یک لایه رنگ تازه نیاز داشت.

they found the sooted remnants of the old fireplace.

آنها بقایای سیاه شده شومینه قدیمی را پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید