sophister

[ایالات متحده]/səˈfɪstə/
[بریتانیا]/səˈfɪstər/

ترجمه

n. دانشجوی دانشگاه در سال دوم یا سوم؛ یک سوفیست
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sophister argument

استدلال فرصت‌طلبانه

sophister tactic

تاکتیک فرصت‌طلبانه

sophister style

سبک فرصت‌طلبانه

sophister claim

ادعای فرصت‌طلبانه

sophister method

روش فرصت‌طلبانه

sophister reasoning

استدلال فرصت‌طلبانه

sophister approach

رویکرد فرصت‌طلبانه

sophister logic

منطق فرصت‌طلبانه

sophister narrative

داستان‌سرایی فرصت‌طلبانه

sophister philosophy

فلسفه فرصت‌طلبانه

جملات نمونه

the sophister tried to deceive the audience with clever arguments.

سفسطه‎گر سعی کرد با استدلال‌های هوشمندانه مخاطبان را فریب دهد.

he was known as a sophister in the realm of philosophy.

او به عنوان یک سفسطه‎گر در حوزه فلسفه شناخته می شد.

being a sophister, she could twist the truth to fit her narrative.

با وجود اینکه یک سفسطه‎گر بود، او می توانست حقیقت را برای تناسب با روایت خود تحریف کند.

the debate was filled with sophisters trying to outsmart each other.

بحث با سفسطه‎گرانی پر شده بود که سعی می کردند از یکدیگر پیشی بگیرند.

his sophister tactics often left people confused.

تاکتیک‌های سفسطه‎گرانه او اغلب مردم را سردرگم می کرد.

don't be fooled by the sophister's seemingly logical reasoning.

به استدلال ظاهراً منطقی سفسطه‎گر فریب نخورید.

the article criticized the sophister's manipulation of facts.

مقاله دستکاری سفسطه‎گر در حقایق را مورد انتقاد قرار داد.

in discussions, a sophister may undermine genuine arguments.

در بحث ها، یک سفسطه‎گر ممکن است استدلال های معتبر را تضعیف کند.

she recognized the sophister's ploys and refused to engage.

او نقشه‌های سفسطه‎گر را تشخیص داد و از تعامل خودداری کرد.

the sophister's charm made it hard to see through his lies.

جاذبه سفسطه‎گر باعث می شد که تشخیص دروغ های او دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید