soreheads unite
سردردها متحد شوند
soreheads complain
سردردها شکایت می کنند
soreheads argue
سردردها بحث می کنند
soreheads whine
سردردها غر می زنند
soreheads grumble
سردردها آه می کنند
soreheads rally
سردردها گردهم می آیند
soreheads protest
سردردها اعتراض می کنند
soreheads gather
سردردها جمع می شوند
soreheads vent
سردردها تخلیه می کنند
soreheads sulk
سردردها اخمو می شوند
some people are just soreheads when it comes to criticism.
بعضی از افراد وقتی صحبت از انتقاد میشود، فقط غرغرو هستند.
it's hard to have a discussion with soreheads around.
بحث کردن با افراد غرغرو سخت است.
don't be a sorehead; take the feedback positively.
غرغرو نباشید؛ بازخورد را به طور مثبت بگیرید.
she often acts like a sorehead when she loses.
او اغلب وقتی میبازد، مانند یک غرغرو رفتار میکند.
his sorehead attitude makes teamwork difficult.
حرف و حدیثهای او باعث میشود کار تیمی دشوار باشد.
soreheads can ruin a perfectly good day.
افراد غرغرو میتوانند یک روز خوب را خراب کنند.
we need to avoid soreheads in our project meetings.
ما باید از افراد غرغرو در جلسات پروژه خود اجتناب کنیم.
his sorehead remarks only added to the tension.
اظهارات غرغونانهاش فقط به تنش دامن زد.
let's not be soreheads about the changes.
بیاید در مورد تغییرات غرغرو نباشیم.
she tends to be a sorehead when things don't go her way.
او معمولاً وقتی که همه چیز طبق خواسته او پیش نمیرود، غرغرو میشود.
soreheads unite
سردردها متحد شوند
soreheads complain
سردردها شکایت می کنند
soreheads argue
سردردها بحث می کنند
soreheads whine
سردردها غر می زنند
soreheads grumble
سردردها آه می کنند
soreheads rally
سردردها گردهم می آیند
soreheads protest
سردردها اعتراض می کنند
soreheads gather
سردردها جمع می شوند
soreheads vent
سردردها تخلیه می کنند
soreheads sulk
سردردها اخمو می شوند
some people are just soreheads when it comes to criticism.
بعضی از افراد وقتی صحبت از انتقاد میشود، فقط غرغرو هستند.
it's hard to have a discussion with soreheads around.
بحث کردن با افراد غرغرو سخت است.
don't be a sorehead; take the feedback positively.
غرغرو نباشید؛ بازخورد را به طور مثبت بگیرید.
she often acts like a sorehead when she loses.
او اغلب وقتی میبازد، مانند یک غرغرو رفتار میکند.
his sorehead attitude makes teamwork difficult.
حرف و حدیثهای او باعث میشود کار تیمی دشوار باشد.
soreheads can ruin a perfectly good day.
افراد غرغرو میتوانند یک روز خوب را خراب کنند.
we need to avoid soreheads in our project meetings.
ما باید از افراد غرغرو در جلسات پروژه خود اجتناب کنیم.
his sorehead remarks only added to the tension.
اظهارات غرغونانهاش فقط به تنش دامن زد.
let's not be soreheads about the changes.
بیاید در مورد تغییرات غرغرو نباشیم.
she tends to be a sorehead when things don't go her way.
او معمولاً وقتی که همه چیز طبق خواسته او پیش نمیرود، غرغرو میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید