sottishnesses

[ایالات متحده]/ˈsɒtɪʃnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈsɑtɪʃnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت احمق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

sottishnesses abound

حضور فراوان نادانی‌ها

expose sottishnesses

افشای نادانی‌ها

sottishnesses persist

نادانی‌ها همچنان ادامه دارند

detect sottishnesses

تشخیص نادانی‌ها

overcome sottishnesses

غلبه بر نادانی‌ها

criticize sottishnesses

انتقاد از نادانی‌ها

recognize sottishnesses

تشخیص نادانی‌ها

avoid sottishnesses

اجتناب از نادانی‌ها

analyze sottishnesses

تجزیه و تحلیل نادانی‌ها

address sottishnesses

رسیدگی به نادانی‌ها

جملات نمونه

his sottishnesses often led to embarrassing situations.

رفتارهای احمقانه او اغلب منجر به موقعیت‌های خجول‌کننده‌ای می‌شد.

we laughed at his sottishnesses during the meeting.

ما در طول جلسه در مورد رفتارهای احمقانه او خندیدیم.

she tried to hide her sottishnesses from her friends.

او سعی کرد رفتارهای احمقانه خود را از دوستانش پنهان کند.

his frequent sottishnesses made him the laughing stock.

رفتارهای احمقانه مکرر او باعث شد که او مورد تمسخر قرار گیرد.

despite his sottishnesses, we still valued his friendship.

با وجود رفتارهای احمقانه او، ما هنوز هم دوستی او را ارزیابی می‌کردیم.

we discussed his sottishnesses over coffee.

ما در مورد رفتارهای احمقانه او در حالی که قهوه می‌خوردیم صحبت کردیم.

her sottishnesses were often overlooked by her colleagues.

رفتارهای احمقانه او اغلب توسط همکارانش نادیده گرفته می‌شد.

he recognized his own sottishnesses and tried to improve.

او رفتارهای احمقانه خود را تشخیص داد و سعی کرد پیشرفت کند.

they joked about his sottishnesses during lunch.

آنها در هنگام ناهار در مورد رفتارهای احمقانه او شوخی کردند.

her sottishnesses did not define her true character.

رفتارهای احمقانه او شخصیت واقعی او را تعریف نمی‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید