sottishnesses abound
حضور فراوان نادانیها
expose sottishnesses
افشای نادانیها
sottishnesses persist
نادانیها همچنان ادامه دارند
detect sottishnesses
تشخیص نادانیها
overcome sottishnesses
غلبه بر نادانیها
criticize sottishnesses
انتقاد از نادانیها
recognize sottishnesses
تشخیص نادانیها
avoid sottishnesses
اجتناب از نادانیها
analyze sottishnesses
تجزیه و تحلیل نادانیها
address sottishnesses
رسیدگی به نادانیها
his sottishnesses often led to embarrassing situations.
رفتارهای احمقانه او اغلب منجر به موقعیتهای خجولکنندهای میشد.
we laughed at his sottishnesses during the meeting.
ما در طول جلسه در مورد رفتارهای احمقانه او خندیدیم.
she tried to hide her sottishnesses from her friends.
او سعی کرد رفتارهای احمقانه خود را از دوستانش پنهان کند.
his frequent sottishnesses made him the laughing stock.
رفتارهای احمقانه مکرر او باعث شد که او مورد تمسخر قرار گیرد.
despite his sottishnesses, we still valued his friendship.
با وجود رفتارهای احمقانه او، ما هنوز هم دوستی او را ارزیابی میکردیم.
we discussed his sottishnesses over coffee.
ما در مورد رفتارهای احمقانه او در حالی که قهوه میخوردیم صحبت کردیم.
her sottishnesses were often overlooked by her colleagues.
رفتارهای احمقانه او اغلب توسط همکارانش نادیده گرفته میشد.
he recognized his own sottishnesses and tried to improve.
او رفتارهای احمقانه خود را تشخیص داد و سعی کرد پیشرفت کند.
they joked about his sottishnesses during lunch.
آنها در هنگام ناهار در مورد رفتارهای احمقانه او شوخی کردند.
her sottishnesses did not define her true character.
رفتارهای احمقانه او شخصیت واقعی او را تعریف نمیکرد.
sottishnesses abound
حضور فراوان نادانیها
expose sottishnesses
افشای نادانیها
sottishnesses persist
نادانیها همچنان ادامه دارند
detect sottishnesses
تشخیص نادانیها
overcome sottishnesses
غلبه بر نادانیها
criticize sottishnesses
انتقاد از نادانیها
recognize sottishnesses
تشخیص نادانیها
avoid sottishnesses
اجتناب از نادانیها
analyze sottishnesses
تجزیه و تحلیل نادانیها
address sottishnesses
رسیدگی به نادانیها
his sottishnesses often led to embarrassing situations.
رفتارهای احمقانه او اغلب منجر به موقعیتهای خجولکنندهای میشد.
we laughed at his sottishnesses during the meeting.
ما در طول جلسه در مورد رفتارهای احمقانه او خندیدیم.
she tried to hide her sottishnesses from her friends.
او سعی کرد رفتارهای احمقانه خود را از دوستانش پنهان کند.
his frequent sottishnesses made him the laughing stock.
رفتارهای احمقانه مکرر او باعث شد که او مورد تمسخر قرار گیرد.
despite his sottishnesses, we still valued his friendship.
با وجود رفتارهای احمقانه او، ما هنوز هم دوستی او را ارزیابی میکردیم.
we discussed his sottishnesses over coffee.
ما در مورد رفتارهای احمقانه او در حالی که قهوه میخوردیم صحبت کردیم.
her sottishnesses were often overlooked by her colleagues.
رفتارهای احمقانه او اغلب توسط همکارانش نادیده گرفته میشد.
he recognized his own sottishnesses and tried to improve.
او رفتارهای احمقانه خود را تشخیص داد و سعی کرد پیشرفت کند.
they joked about his sottishnesses during lunch.
آنها در هنگام ناهار در مورد رفتارهای احمقانه او شوخی کردند.
her sottishnesses did not define her true character.
رفتارهای احمقانه او شخصیت واقعی او را تعریف نمیکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید