soupcon

[ایالات متحده]/suːˈpɒ̃/
[بریتانیا]/suːˈpɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه یا سرنخی جزئی؛ مقدار کمی
Word Forms
جمعsoupcons

عبارات و ترکیب‌ها

soupcon of spice

کمی ادویه

soupcon of salt

کمی نمک

soupcon of sugar

کمی شکر

soupcon of flavor

کمی طعم

soupcon of joy

کمی شادی

soupcon of elegance

کمی ظرافت

soupcon of creativity

کمی خلاقیت

soupcon of mystery

کمی رمز و راز

soupcon of charm

کمی جذابیت

soupcon of romance

کمی رمانتیک

جملات نمونه

there was a soupcon of mystery in her smile.

در لبخندش، ردی از رمز و راز وجود داشت.

he added a soupcon of spice to the dish.

او مقداری ادویه به غذا اضافه کرد.

the painting had a soupcon of sadness.

در نقاشی، ردی از غم وجود داشت.

she felt a soupcon of regret after the decision.

او پس از تصمیم، ردی از پشیمانی احساس کرد.

there was a soupcon of humor in his speech.

در سخنانش، ردی از شوخ‌طبعی وجود داشت.

the dessert had a soupcon of chocolate flavor.

دسری طعم شکلاتی داشت.

she wore a soupcon of perfume that lingered in the air.

او مقداری عطر زد که در هوا ماند.

his eyes held a soupcon of mischief.

در چشمانش ردی از شیطنت دیده می‌شد.

the conversation had a soupcon of tension.

گفتگو ردی از تنش داشت.

she added a soupcon of lemon to brighten the flavor.

او مقداری لیمو اضافه کرد تا طعم را بهتر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید