soupfin

[ایالات متحده]/ˈsuːpfɪn/
[بریتانیا]/ˈsuːpfɪn/

ترجمه

n. سوپ فین شارک
شکل‌های واژه
جمعsoupfins

جملات نمونه

the soupfin shark is common along the pacific coast.

سوسو فین در ساحل اقیانوس آtlantic پریشان است.

fishermen have caught soupfin for decades.

صیادان سوسو فین را در دهه ها می گیرند.

the soupfin population has declined significantly.

جمعیت سوسو فین به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

soupfin soup is a traditional san francisco dish.

سوسو فین یک غذای سنتی سان فرانسیسکو است.

commercial soupfin fishing was banned in the 1930s.

صیادی تجاری سوسو فین در دهه 1930 ممنوع شد.

the soupfin catch has decreased over the years.

گرفتن سوسو فین در طول سال ها کاهش یافته است.

scientists study soupfin shark migration patterns.

دانشمندان الگوی مهاجرت ماهی سوسو فین را مطالعه می کنند.

soupfin meat is often used in stews.

گوشت سوسو فین معمولاً در غذاهای گوشتی استفاده می شود.

the soupfin fishery was once very important.

صنعت صیادی سوسو فین یک زمانی بسیار مهم بود.

conservationists worry about soupfin shark numbers.

حفاظت کنندگان نگران تعداد ماهی سوسو فین هستند.

soupfin sharks can live for many years.

ماهی سوسو فین می تواند برای چندین سال زنده بماند.

the soupfin stock needs to be monitored carefully.

جمعیت سوسو فین نیاز به نظارت دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید