tope

[ایالات متحده]/təʊp/
[بریتانیا]/toʊp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساختار به شکل گنبد، به ویژه یک استوپا؛ نوعی کوسه که به عنوان کوسه‌ی دندان‌بر شناخته می‌شود
v. به طور مفرط نوشیدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtoping
شکل سوم شخص مفردtopes
جمعtopes
زمان گذشتهtoped
قسمت سوم فعلtoped

جملات نمونه

he decided to tope the mountain before sunset.

او تصمیم گرفت قبل از غروب خورشید کوه را فتح کند.

she loves to tope new hiking trails every weekend.

او عاشق فتح مسیرهای پیاده‌روی جدید در هر آخر هفته است.

tope the highest peak is his ultimate goal.

فتح قله بلندترین کوه هدف نهایی اوست.

they planned to tope the hill for a better view.

آنها برنامه‌ریزی کردند تا تپه را فتح کنند تا منظره بهتری داشته باشند.

tope the cliffs requires both skill and courage.

فتح صخره‌ها به هر دو مهارت و شجاعت نیاز دارد.

we should tope that ridge before nightfall.

ما باید آن قله را قبل از تاریکی شب فتح کنیم.

he trained hard to tope the challenging terrain.

او سخت تمرین کرد تا زمین دشوار را فتح کند.

tope the volcano was an unforgettable experience.

فتح آتشفشان یک تجربه فراموش‌نشدنی بود.

she hopes to tope the local mountain range this summer.

او امیدوار است این تابستان منطقه کوهستانی محلی را فتح کند.

tope the summit requires careful planning and preparation.

فتح قله به برنامه‌ریزی و آمادگی دقیق نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید