| جمع | sourballs |
sourball attitude
حالت منزوی
sourball face
چهره منزوی
sourball remark
اظهارنظر منزوی
sourball mood
حالت روحی منزوی
sourball personality
شخصیت منزوی
sourball response
پاسخ منزوی
sourball comment
نظریه منزوی
sourball vibes
فضای منزوی
sourball outlook
دیدگاه منزوی
don't be such a sourball at the party.
اینقدر در مهمانی غرغرو نباشید.
he always acts like a sourball when things don't go his way.
وقتی که اوضاع طبق میلش پیش نمیرود، همیشه مثل یک غرغرو رفتار میکند.
she was being a sourball about the movie choice.
او در مورد انتخاب فیلم غرغرو بود.
stop being a sourball and enjoy the moment.
غرغرو بودن را متوقف کنید و از لحظه لذت ببرید.
his sourball attitude ruined the fun for everyone.
حرف و حدیثهای او باعث خراب شدن تفریح برای همه شد.
even a sourball can have a good day sometimes.
گاهی اوقات حتی یک غرغرو هم میتواند روز خوبی داشته باشد.
she called him a sourball for complaining all the time.
او به خاطر غر زدنهایش او را غرغرو خطاب کرد.
don't be a sourball; let's celebrate our success!
غرغرو نباشید؛ بیایید موفقیت خود را جشن بگیریم!
his sourball remarks made everyone uncomfortable.
اظهارات غرغونانهاش باعث ناراحتی همه شد.
why are you such a sourball today?
چرا امروز اینقدر غرغلو هستی؟
sourball attitude
حالت منزوی
sourball face
چهره منزوی
sourball remark
اظهارنظر منزوی
sourball mood
حالت روحی منزوی
sourball personality
شخصیت منزوی
sourball response
پاسخ منزوی
sourball comment
نظریه منزوی
sourball vibes
فضای منزوی
sourball outlook
دیدگاه منزوی
don't be such a sourball at the party.
اینقدر در مهمانی غرغرو نباشید.
he always acts like a sourball when things don't go his way.
وقتی که اوضاع طبق میلش پیش نمیرود، همیشه مثل یک غرغرو رفتار میکند.
she was being a sourball about the movie choice.
او در مورد انتخاب فیلم غرغرو بود.
stop being a sourball and enjoy the moment.
غرغرو بودن را متوقف کنید و از لحظه لذت ببرید.
his sourball attitude ruined the fun for everyone.
حرف و حدیثهای او باعث خراب شدن تفریح برای همه شد.
even a sourball can have a good day sometimes.
گاهی اوقات حتی یک غرغرو هم میتواند روز خوبی داشته باشد.
she called him a sourball for complaining all the time.
او به خاطر غر زدنهایش او را غرغرو خطاب کرد.
don't be a sourball; let's celebrate our success!
غرغرو نباشید؛ بیایید موفقیت خود را جشن بگیریم!
his sourball remarks made everyone uncomfortable.
اظهارات غرغونانهاش باعث ناراحتی همه شد.
why are you such a sourball today?
چرا امروز اینقدر غرغلو هستی؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید