sourpusses

[ایالات متحده]/ˈsaʊəpʌs/
[بریتانیا]/ˈsaʊərˌpʌs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به طور عادت‌وار بدخلق یا غیر دوستانه است؛ فردی که ناخوشایند است یا زیاد شکایت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

sourpuss face

چهره اخم

sourpuss attitude

حرف و سخن بد

sourpuss mood

حالت روحی نامناسب

sourpuss grin

لبخند کج و معوج

sourpuss remarks

اظهارات ناخوشایند

sourpuss personality

شخصیت بد

sourpuss comments

نظرات زننده

sourpuss demeanor

رفتار ناخوشایند

sourpuss tone

لحن زننده

sourpuss vibes

فضای نامناسب

جملات نمونه

stop being such a sourpuss and join the fun.

دیگه مثل آدم رفتار کن و به جمع ما بپیوند.

he’s always a sourpuss when things don’t go his way.

وقتی که کارها طبق میلش پیش نمی‌ره، همیشه اخم و غرغر می‌کنه.

don’t be a sourpuss; it’s a beautiful day outside.

منفی نباش؛ بیرون هوا خیلی خوبه.

she called him a sourpuss for complaining all the time.

به خاطر غرغر کردنش، اسمش رو گذاشت اخم و غرغر.

my brother is such a sourpuss; he never smiles.

برادر من خیلی اخم و غرغر می‌کنه؛ اصلا لبخند نمی‌زنه.

even a sourpuss can have a good time if they try.

حتی یه آدم اخم و غرغر هم اگه تلاش کنه، می‌تونه خوش بگذرونه.

why are you acting like a sourpuss at the party?

چرا اینقدر اخم و غرغر می‌کنی توی مهمونی؟

he tends to be a sourpuss during the holidays.

او معمولاً در تعطیلات اخم و غرغر می‌کند.

don’t let him be a sourpuss; encourage him to join us.

نذار اخم و غرغر کنه؛ تشویقش کن به ما بپیونده.

she lightened up and stopped being a sourpuss.

حوصله‌اش سر رفت و دیگه اخم و غرغر نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید