spanks

[ایالات متحده]/spæŋks/
[بریتانیا]/spæŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با کف دست ضربه می‌زند

عبارات و ترکیب‌ها

spanks hard

کتک زدن شدید

spanks kids

کتک زدن بچه ها

spanks lightly

کتک زدن ملایم

spanks bottom

کتک زدن باسن

spanks playfully

کتک زدن بازیگوشانه

spanks often

کتک زدن اغلب

spanks firm

کتک زدن محکم

spanks quickly

کتک زدن سریع

spanks gently

کتک زدن به آرامی

جملات نمونه

she playfully spanks her child when he misbehaves.

او با شیطنت، وقتی کودک‌اش نامناسب رفتار می‌کند، او را تنبیه می‌کند.

the coach spanks the players to motivate them during practice.

مربی برای ایجاد انگیزه در بازیکنان در طول تمرین، آن‌ها را تنبیه می‌کند.

he spanks the drum to keep the rhythm going.

او برای حفظ ریتم، طبل را می‌زند.

during the game, the referee spanks the ball back into play.

در طول بازی، داور توپ را به بازی باز می‌گرداند.

she spanks the pillow to make it fluffier.

او بالش را می‌زند تا پف‌دارتر شود.

the teacher spanks the chalkboard to get everyone's attention.

معلم برای جلب توجه همه، تخته سیاه را می‌زند.

he gently spanks the cat to get it to move.

او به آرامی گربه را می‌زند تا آن را به حرکت وادار کند.

she playfully spanks her partner during a fun moment.

او با شیطنت، شریک زندگی‌اش را در یک لحظه سرگرم‌کننده می‌زند.

the parent spanks the child as a form of discipline.

والدین کودک را به عنوان یک شکل از تنبیه می‌زنند.

he spanks the ground in frustration after losing the game.

او از سر ناامیدی پس از باختن بازی، زمین را می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید