spartium

[ایالات متحده]/ˈspɑːtiəm/
[بریتانیا]/ˈspɑrtiəm/

ترجمه

n. یک جنس گیاهچه (شامپاگن گیاهی) که در داروی گیاهی استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعspartiums

جملات نمونه

the spartium blooms with bright yellow flowers in late spring.

سپارتیوم در پایان بهار با گل‌های زرد روشن گل می‌زند.

gardeners often plant spartium along sunny borders.

باغبانان اغلب سپارتیوم را در کنار مرزهای خورشیدی کاشته می‌کنند.

the spartium prefers well-drained soil and full sunlight.

سپارتیوم خاکی که از آب‌گرفتگی خوب است و نور خورشید کامل را دوست دارد.

pruning spartium helps maintain its attractive shape.

کاشت سپارتیوم به حفظ شکل جذاب آن کمک می‌کند.

spartium can grow up to three meters tall.

سپارتیوم می‌تواند تا سه متر ارتفاع دهد.

the fragrant spartium attracts butterflies to the garden.

سپارتیوم عطردار می‌تواند مورچه‌های گل را به باغ جذب کند.

wild spartium grows abundantly in mediterranean regions.

سپارتیوم جنگلی در مناطق مدیترانه‌ای به طور فراوان رشد می‌کند.

spartium cuttings root easily in sandy soil.

کشت سپارتیوم در خاک ریزه‌ای به راحتی ریشه می‌زند.

the spartium adds color to rock gardens.

سپارتیوم رنگ به باغ‌های سنگی می‌افزاید.

drought-tolerant spartium requires minimal watering once established.

سپارتیوم مقاوم در برابر خشکسالی پس از ایجاد نیاز به آبیاری کم دارد.

the spartium's delicate flowers last for several weeks.

گل‌های نرم سپارتیوم برای چند هفته پایدار می‌ماند.

landscape designers use spartium as a focal point.

طراحان فضای سبز از سپارتیوم به عنوان یک نقطه کانونی استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید