speakership

[ایالات متحده]/ˈspiːkəʃɪp/
[بریتانیا]/ˈspiːkərˌʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت یا دوره یک سخنگو در یک نهاد قانونگذاری؛ دفتر یا دوره یک سخنگو
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

leadership speakership

رهبری سخن‌وری

speakership election

انتخابات ریاست مجلس

speakership role

نقش ریاست مجلس

speakership position

موقعیت ریاست مجلس

speakership debate

بحث ریاست مجلس

speakership contest

رقابت ریاست مجلس

speakership power

قدرت ریاست مجلس

speakership authority

اختیارات ریاست مجلس

speakership candidates

نامزدهای ریاست مجلس

speakership session

جلسه ریاست مجلس

جملات نمونه

the speakership is a powerful position in the government.

سمت ریاست مجلس، یک مقام قدرتمند در دولت است.

she campaigned hard for the speakership.

او برای کسب سمت ریاست مجلس، سخت تبلیغ کرد.

his experience made him a strong candidate for the speakership.

سابقه او او را به یک نامزد قوی برای سمت ریاست مجلس تبدیل کرد.

the speakership will be decided by a vote next week.

انتخاب ریاست مجلس هفته آینده با رای‌گیری مشخص خواهد شد.

many members support her for the speakership.

بسیاری از اعضا از او برای کسب سمت ریاست مجلس حمایت می‌کنند.

the speakership comes with significant responsibilities.

سمت ریاست مجلس با مسئولیت‌های مهمی همراه است.

he held the speakership for two consecutive terms.

او برای دو دوره متوالی سمت ریاست مجلس را در اختیار داشت.

negotiations for the speakership are ongoing.

مذاکرات برای کسب سمت ریاست مجلس ادامه دارد.

she is respected for her integrity in the speakership.

او به دلیل درستی و صداقتش در سمت ریاست مجلس مورد احترام است.

the speakership has a significant impact on legislative priorities.

سمت ریاست مجلس تأثیر قابل توجهی بر اولویت‌های قانونگذاری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید