specklings

[ایالات متحده]/ˈspɛklɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspɛklɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نشانه‌گذاری با نقاط یا لکه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

speckling pattern

الگوی نقطه‌گذاری

speckling effect

اثر نقطه‌گذاری

speckling technique

تکنیک نقطه‌گذاری

speckling paint

رنگ نقطه‌گذاری

speckling surface

سطح نقطه‌گذاری

speckling brush

برس نقطه‌گذاری

speckling style

سبک نقطه‌گذاری

speckling color

رنگ نقطه‌گذاری

speckling design

طراحی نقطه‌گذاری

جملات نمونه

the artist used speckling to create texture in her painting.

هنرمند از تکنیک دانه گذاری برای ایجاد بافت در نقاشی خود استفاده کرد.

speckling on the walls added a unique charm to the room.

وجود دانه گذاری روی دیوارها جذابیت منحصر به فردی به اتاق بخشید.

the speckling of stars in the night sky was breathtaking.

دانه های ستارگان در آسمان شب خیره کننده بود.

she noticed the speckling on the surface of the water.

او دانه گذاری روی سطح آب را متوجه شد.

speckling can be seen in various species of fish.

می‌توان دانه گذاری را در گونه‌های مختلف ماهی مشاهده کرد.

he admired the speckling of colors in the autumn leaves.

او از دانه های رنگ در برگ های پاییزی تحسین کرد.

the speckling on the butterfly's wings was mesmerizing.

دانه گذاری روی بال های پروانه مسحور کننده بود.

they used speckling techniques to enhance the sculpture.

آنها از تکنیک های دانه گذاری برای افزایش زیبایی مجسمه استفاده کردند.

speckling can help camouflage animals in their environment.

دانه گذاری می تواند به استتار حیوانات در محیط آنها کمک کند.

the speckling pattern on the fabric was very popular.

الگوی دانه گذاری روی پارچه بسیار محبوب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید