freckling

[ایالات متحده]/ˈfrɛk.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfrɛk.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لکه‌های قهوه‌ای کوچک روی پوست
v. عمل تشکیل کک و مک

عبارات و ترکیب‌ها

freckling effect

اثر لکه

freckling cream

کرم لکه

freckling treatment

درمان لکه

freckling pattern

الگوی لکه

freckling risk

خطر لکه

freckling genes

ژنتیک لکه

freckling conditions

شرایط لکه

freckling appearance

ظاهر لکه

freckling factors

عوامل لکه

freckling removal

حذف لکه

جملات نمونه

her face was adorned with charming freckling.

چهره او با نش باز و جذاب آذین شده بود.

freckling can be more prominent in the summer.

در تابستان ممکن است لکه های پوستی بیشتر خود را نشان دهند.

many people embrace their natural freckling.

بسیاری از مردم لکه های پوستی طبیعی خود را دوست دارند.

she loves to highlight her freckling with makeup.

او عاشق برجسته کردن لکه های پوستی خود با آرایش است.

freckling is often associated with sun exposure.

لکه های پوستی اغلب با قرار گرفتن در معرض نور خورشید مرتبط هستند.

he noticed his freckling becoming more noticeable.

او متوجه شد که لکه های پوستی او بیشتر قابل توجه شده اند.

freckling can vary in size and color.

لکه های پوستی می توانند در اندازه و رنگ متفاوت باشند.

she felt confident with her unique freckling.

او با لکه های پوستی منحصر به فردش احساس اعتماد به نفس کرد.

freckling often runs in families.

لکه های پوستی اغلب به ارث می رسند.

some people prefer to cover their freckling with foundation.

برخی از افراد ترجیح می دهند لکه های پوستی خود را با کرم پودر بپوشانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید