| جمع | speedskaters |
professional speedskater
تکاور حرفه ای
olympic speedskater
تکاور اولمپیک
dutch speedskaters
تکاوران هلندی
long track speedskater
تکاور دوچرخهای طولانی
short track speedskater
تکاور دوچرخهای کوتاه
retired speedskater
تکاور بازنشسته
the olympic speedskater won a gold medal.
سکیتروی بازیگر اولیمپیک یک مدال طلا به دست آورد.
elite speedskaters compete in the winter olympics.
سکیترویهای حرفهای در بازیهای زمستانی اولیمپیک رقابت میکنند.
the professional speedskater trains every day.
سکیتروی حرفهای هر روز تمرین میکند.
a talented speedskater broke the world record.
یک سکیتروی مهارتمند رکورد جهان را شکست.
the dutch speedskater is known for speed.
سکیتروی هلندی به دلیل سرعتش معروف است.
the speedskater glided across the ice.
سکیتروی روی یخ لیزر شد.
young speedskaters practice at the rink.
سکیترویهای جوان در یخچال تمرین میکنند.
the speedskater took first place in the race.
سکیتروی در رقابت جایگاه اول را گرفت.
an experienced speedskater coaches beginners.
یک سکیتروی با تجربه بازیگران جدید را مربی میکند.
the speedskater wore aerodynamic skates.
سکیتروی لیسههای دینامیک را پوشید.
the speedskater qualified for the finals.
سکیتروی برای فینالها صلاحیت یافت.
american speedskaters performed well at the games.
سکیترویهای آمریکایی در بازیها خوب عمل کردند.
professional speedskater
تکاور حرفه ای
olympic speedskater
تکاور اولمپیک
dutch speedskaters
تکاوران هلندی
long track speedskater
تکاور دوچرخهای طولانی
short track speedskater
تکاور دوچرخهای کوتاه
retired speedskater
تکاور بازنشسته
the olympic speedskater won a gold medal.
سکیتروی بازیگر اولیمپیک یک مدال طلا به دست آورد.
elite speedskaters compete in the winter olympics.
سکیترویهای حرفهای در بازیهای زمستانی اولیمپیک رقابت میکنند.
the professional speedskater trains every day.
سکیتروی حرفهای هر روز تمرین میکند.
a talented speedskater broke the world record.
یک سکیتروی مهارتمند رکورد جهان را شکست.
the dutch speedskater is known for speed.
سکیتروی هلندی به دلیل سرعتش معروف است.
the speedskater glided across the ice.
سکیتروی روی یخ لیزر شد.
young speedskaters practice at the rink.
سکیترویهای جوان در یخچال تمرین میکنند.
the speedskater took first place in the race.
سکیتروی در رقابت جایگاه اول را گرفت.
an experienced speedskater coaches beginners.
یک سکیتروی با تجربه بازیگران جدید را مربی میکند.
the speedskater wore aerodynamic skates.
سکیتروی لیسههای دینامیک را پوشید.
the speedskater qualified for the finals.
سکیتروی برای فینالها صلاحیت یافت.
american speedskaters performed well at the games.
سکیترویهای آمریکایی در بازیها خوب عمل کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید