spiciest

[ایالات متحده]/ˈspaɪsiɪst/
[بریتانیا]/ˈspaɪsiɪst/

ترجمه

adj.بالاترین درجه تندی (spice)

عبارات و ترکیب‌ها

spiciest chili

تندترین فلفل

spiciest curry

تندترین خورشت

so spicy!

خیلی تند!

spiciest wings

تندترین بال

spicy food

غذاي تند

spiciest sauce

تندترین سس

really spicy

واقعا تند

جملات نمونه

the spiciest chili in the market is the ghost pepper.

تندترین فلفل در بازار فلفل شبح است.

i like the spiciest curry they offer at the restaurant.

من عاشق تندترین کاری هستم که در رستوران ارائه می دهند.

she made the spiciest salsa i've ever tasted.

او سالسای تندتری را که تا به حال چشیده بودم درست کرد.

he ordered the spiciest wings with extra hot sauce.

او بال های تند را با سس تند اضافی سفارش داد.

the spiciest ramen is not for the faint of heart.

رامن تند برای افراد ضعیف مناسب نیست.

we tried the spiciest dish on the menu last night.

دیشب ما تندترین غذای منو را امتحان کردیم.

the spiciest part of the meal was the green chutney.

تندترین قسمت غذا چاتنی سبز بود.

my friend challenged me to eat the spiciest burrito.

دوست من به من چالش داد تا تندترین بوریتو را بخورم.

this is the spiciest soup i've had in years.

این تندترین سوپی است که سالهاست خورده ام.

the spiciest peppers are often red or orange.

تندترین فلفل ها اغلب قرمز یا نارنجی هستند.

he's known for making the spiciest vindaloo in town.

او به خاطر درست کردن تندترین وینداالو در شهر مشهور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید