spied on
جسورانه نگاه کرد
spied out
جستجو کرد
spied in
به داخل نگاه کرد
spied around
اطراف را نگاه کرد
spied up
بالا را نگاه کرد
spied back
به عقب نگاه کرد
spied away
دور نگاه کرد
spied through
از میان نگاه کرد
spied down
پایین را نگاه کرد
spied together
با هم نگاه کرد
he spied on his neighbors for weeks.
او به مدت چند هفته بر روی همسایگان خود تجسس کرد.
the detective spied through the window.
مامور پلیس از پشت پنجره تجسس کرد.
she spied a rare bird in the garden.
او یک پرنده کمیاب را در باغ دید.
they spied on the enemy's movements.
آنها بر روی حرکات دشمن تجسس کردند.
he was caught spied by the security guard.
او در حال تجسس توسط نگهبان امنیتی دستگیر شد.
she spied a hidden camera in the room.
او یک دوربین مخفی را در اتاق دید.
the spy spied on high-ranking officials.
جاسوس بر روی مقامات ارشد تجسس کرد.
he spied on his friends during their meeting.
او در طول جلسه دوستانش بر روی آنها تجسس کرد.
they spied from a distance to remain unseen.
آنها از راه دور تجسس کردند تا دیده نشوند.
she spied on her partner's phone.
او بر روی تلفن همراه شریکش تجسس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید