spieled out
بیرون ریخت
spieled it
آن را بیرون ریخت
spieled the truth
حقیقت را بیرون ریخت
spieled for hours
ساعتی بیرون ریخت
spieled my story
داستان من را بیرون ریخت
spieled on stage
روی صحنه بیرون ریخت
spieled away
دور ریخت
spieled in detail
با جزئیات بیرون ریخت
spieled the plan
برنامه را بیرون ریخت
spieled the events
واقعه ها را بیرون ریخت
the teacher spieled about the importance of studying hard.
معلم درباره اهمیت درس خواندن زیاد صحبت کرد.
he spieled his plans for the upcoming project.
او طرحهای خود را برای پروژه آتی شرح داد.
during the meeting, she spieled her thoughts on the new strategy.
در طول جلسه، او افکار خود را در مورد استراتژی جدید بیان کرد.
the coach spieled his tactics before the big game.
مربی تاکتیکهای خود را قبل از بازی بزرگ شرح داد.
he spieled a long story about his travels.
او یک داستان طولانی در مورد سفر هایش تعریف کرد.
she spieled her ideas during the brainstorming session.
او ایدههای خود را در طول جلسه بارش فکری بیان کرد.
the politician spieled his vision for the future.
سیاستمدار چشمانداز خود را برای آینده شرح داد.
he spieled a tale that captivated the audience.
او داستانی تعریف کرد که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she spieled about her favorite books and authors.
او درباره کتابها و نویسندگان مورد علاقه خود صحبت کرد.
during dinner, he spieled his opinions on current events.
در طول شام، او نظرات خود را در مورد وقایع جاری بیان کرد.
spieled out
بیرون ریخت
spieled it
آن را بیرون ریخت
spieled the truth
حقیقت را بیرون ریخت
spieled for hours
ساعتی بیرون ریخت
spieled my story
داستان من را بیرون ریخت
spieled on stage
روی صحنه بیرون ریخت
spieled away
دور ریخت
spieled in detail
با جزئیات بیرون ریخت
spieled the plan
برنامه را بیرون ریخت
spieled the events
واقعه ها را بیرون ریخت
the teacher spieled about the importance of studying hard.
معلم درباره اهمیت درس خواندن زیاد صحبت کرد.
he spieled his plans for the upcoming project.
او طرحهای خود را برای پروژه آتی شرح داد.
during the meeting, she spieled her thoughts on the new strategy.
در طول جلسه، او افکار خود را در مورد استراتژی جدید بیان کرد.
the coach spieled his tactics before the big game.
مربی تاکتیکهای خود را قبل از بازی بزرگ شرح داد.
he spieled a long story about his travels.
او یک داستان طولانی در مورد سفر هایش تعریف کرد.
she spieled her ideas during the brainstorming session.
او ایدههای خود را در طول جلسه بارش فکری بیان کرد.
the politician spieled his vision for the future.
سیاستمدار چشمانداز خود را برای آینده شرح داد.
he spieled a tale that captivated the audience.
او داستانی تعریف کرد که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she spieled about her favorite books and authors.
او درباره کتابها و نویسندگان مورد علاقه خود صحبت کرد.
during dinner, he spieled his opinions on current events.
در طول شام، او نظرات خود را در مورد وقایع جاری بیان کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید