spieled

[ایالات متحده]/spiːld/
[بریتانیا]/spiːld/

ترجمه

vi. موسیقی اجرا کردن؛ طولانی صحبت کردن
n. سخنرانی روان یا مبالغه‌آمیز؛ تبلیغ فروش؛ (Spiel) یک نام خانوادگی؛ (آلمانی) Spiel
vt. موسیقی اجرا کردن؛ پرحرفی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

spieled out

بیرون ریخت

spieled it

آن را بیرون ریخت

spieled the truth

حقیقت را بیرون ریخت

spieled for hours

ساعتی بیرون ریخت

spieled my story

داستان من را بیرون ریخت

spieled on stage

روی صحنه بیرون ریخت

spieled away

دور ریخت

spieled in detail

با جزئیات بیرون ریخت

spieled the plan

برنامه را بیرون ریخت

spieled the events

واقعه ها را بیرون ریخت

جملات نمونه

the teacher spieled about the importance of studying hard.

معلم درباره اهمیت درس خواندن زیاد صحبت کرد.

he spieled his plans for the upcoming project.

او طرح‌های خود را برای پروژه آتی شرح داد.

during the meeting, she spieled her thoughts on the new strategy.

در طول جلسه، او افکار خود را در مورد استراتژی جدید بیان کرد.

the coach spieled his tactics before the big game.

مربی تاکتیک‌های خود را قبل از بازی بزرگ شرح داد.

he spieled a long story about his travels.

او یک داستان طولانی در مورد سفر هایش تعریف کرد.

she spieled her ideas during the brainstorming session.

او ایده‌های خود را در طول جلسه بارش فکری بیان کرد.

the politician spieled his vision for the future.

سیاستمدار چشم‌انداز خود را برای آینده شرح داد.

he spieled a tale that captivated the audience.

او داستانی تعریف کرد که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she spieled about her favorite books and authors.

او درباره کتاب‌ها و نویسندگان مورد علاقه خود صحبت کرد.

during dinner, he spieled his opinions on current events.

در طول شام، او نظرات خود را در مورد وقایع جاری بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید