spiking

[ایالات متحده]/ˈspaɪ.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspaɪ.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با یک شی تیز سوراخ کردن یا پاره کردن؛ به طور مخفیانه (الکل، سم یا دارو) به چیزی اضافه کردن؛ جلوگیری از انتشار؛ متوقف کردن انتشار چیزی؛ ممانعت کردن؛ به سرعت افزایش یافتن در ارزش (شکل حال استمراری spike)
n. تشکیل یک spike

عبارات و ترکیب‌ها

spiking demand

افزایش تقاضا

spiking interest

افزایش علاقه

spiking prices

افزایش قیمت‌ها

spiking trends

افزایش روندها

spiking levels

افزایش سطح

spiking rates

افزایش نرخ

spiking sales

افزایش فروش

spiking traffic

افزایش ترافیک

spiking numbers

افزایش اعداد

spiking activity

افزایش فعالیت

جملات نمونه

spiking interest in the new product was our main goal.

افزایش علاقه به محصول جدید هدف اصلی ما بود.

the athlete is spiking the ball to score a point.

ورزشکار در حال ضربه زدن به توپ برای کسب امتیاز است.

spiking temperatures are a concern for the environment.

دمای در حال افزایش یک نگرانی برای محیط زیست است.

she noticed her heart rate spiking during the workout.

او متوجه افزایش ضربان قلبش در حین تمرین شد.

the stock market is spiking after the latest report.

پس از آخرین گزارش، بازار سهام در حال افزایش است.

spiking sales figures indicate a successful campaign.

افزایش آمار فروش نشان دهنده یک کمپین موفق است.

he was spiking the punch with extra ingredients.

او در حال اضافه کردن مواد اضافی به پانچ بود.

the sudden spiking of prices caught everyone off guard.

افزایش ناگهانی قیمت ها همه را غافلگیر کرد.

her emotions were spiking after the unexpected news.

احساسات او پس از اخبار غیرمنتظره در حال افزایش بود.

spiking demand for the new service surprised the team.

افزایش ناگهانی تقاضا برای سرویس جدید تیم را غافلگیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید