| جمع | spindlelegss |
spindlelegs chair
صندلی با پایه اسپیندل
spindlelegs table
میز با پایه اسپیندل
spindlelegs design
طراحی اسپیندل
spindlelegs furniture
مبلمان اسپیندل
spindlelegs style
سبک اسپیندل
spindlelegs legs
پایههای اسپیندل
spindlelegs piece
قطعه اسپیندل
spindlelegs construction
ساختمان اسپیندل
spindlelegs support
حمایت اسپیندل
spindlelegs aesthetic
زیستشناسی اسپیندل
her spindlelegs made her look taller than she was.
پاهای باریک و کشیده او باعث میشد قد بلندتر از آنچه بود به نظر برسد.
the artist painted a figure with spindlelegs gracefully dancing.
هنرمند شخصیتی با پاهای باریک و کشیده را به شکلی زیبا در حال رقص به تصویر کشید.
he wore pants that accentuated his spindlelegs.
او شلواری پوشید که پاهای باریک و کشیده او را برجسته میکرد.
spindlelegs are often associated with elegance in fashion.
پاهای باریک و کشیده اغلب با ظرافت در مد مرتبط هستند.
she admired the model's spindlelegs on the runway.
او پاهای باریک و کشیده مدل را در نمایشگاه مد تحسین کرد.
the dancer's spindlelegs moved effortlessly across the stage.
پاهای باریک و کشیده رقصنده به راحتی روی صحنه حرکت میکردند.
he joked about having spindlelegs after losing weight.
او بعد از کاهش وزن درباره داشتن پاهای باریک و کشیده شوخی کرد.
spindlelegs can be a unique feature in certain sports.
پاهای باریک و کشیده میتوانند یک ویژگی منحصر به فرد در برخی ورزشها باشند.
she wore high heels that highlighted her spindlelegs.
او کفشهای پاشنه بلند پوشید که پاهای باریک و کشیده او را برجسته میکرد.
his spindlelegs were perfect for the ballet performance.
پاهای باریک و کشیده او برای اجرای باله عالی بودند.
spindlelegs chair
صندلی با پایه اسپیندل
spindlelegs table
میز با پایه اسپیندل
spindlelegs design
طراحی اسپیندل
spindlelegs furniture
مبلمان اسپیندل
spindlelegs style
سبک اسپیندل
spindlelegs legs
پایههای اسپیندل
spindlelegs piece
قطعه اسپیندل
spindlelegs construction
ساختمان اسپیندل
spindlelegs support
حمایت اسپیندل
spindlelegs aesthetic
زیستشناسی اسپیندل
her spindlelegs made her look taller than she was.
پاهای باریک و کشیده او باعث میشد قد بلندتر از آنچه بود به نظر برسد.
the artist painted a figure with spindlelegs gracefully dancing.
هنرمند شخصیتی با پاهای باریک و کشیده را به شکلی زیبا در حال رقص به تصویر کشید.
he wore pants that accentuated his spindlelegs.
او شلواری پوشید که پاهای باریک و کشیده او را برجسته میکرد.
spindlelegs are often associated with elegance in fashion.
پاهای باریک و کشیده اغلب با ظرافت در مد مرتبط هستند.
she admired the model's spindlelegs on the runway.
او پاهای باریک و کشیده مدل را در نمایشگاه مد تحسین کرد.
the dancer's spindlelegs moved effortlessly across the stage.
پاهای باریک و کشیده رقصنده به راحتی روی صحنه حرکت میکردند.
he joked about having spindlelegs after losing weight.
او بعد از کاهش وزن درباره داشتن پاهای باریک و کشیده شوخی کرد.
spindlelegs can be a unique feature in certain sports.
پاهای باریک و کشیده میتوانند یک ویژگی منحصر به فرد در برخی ورزشها باشند.
she wore high heels that highlighted her spindlelegs.
او کفشهای پاشنه بلند پوشید که پاهای باریک و کشیده او را برجسته میکرد.
his spindlelegs were perfect for the ballet performance.
پاهای باریک و کشیده او برای اجرای باله عالی بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید