twined branches
شاخه های در هم تنیده
twined hearts
قلب های در هم تنیده
twined vines
تاک های در هم تنیده
twined threads
نخ های در هم تنیده
twined roots
ریشه های در هم تنیده
twined ribbons
نوارهای در هم تنیده
twined designs
طرح های در هم تنیده
twined destinies
سرنوشت های در هم تنیده
twined stories
داستان های در هم تنیده
twined fates
سرنوشت های در هم تنیده
the vines twined around the old oak tree.
سرشاخه ها دور درخت بلوط کهنسال پیچیده بودند.
her fingers twined with his as they walked.
در حالی که راه می رفتند، انگشتانش با انگشتان او گره خورد.
the stories of their lives were twined together.
داستان های زندگی آنها با هم گره خورده بود.
they twined the ribbon around the gift box.
آنها روبان را دور جعبه هدیه پیچیدند.
the dancers twined gracefully on stage.
رقصندگان به طور ظریف در صحنه پیچیده شدند.
the paths twined through the lush garden.
مسیرها در میان باغ سرسبز پیچیده بودند.
the couple's lives were twined by fate.
سرنوشت زندگی زوج را به هم گره زد.
she twined her hair into a beautiful braid.
او موهایش را به یک بافت زیبا تبدیل کرد.
the vines twined up the trellis in the backyard.
سرشاخه ها در حیاط پشتی دور داربست پیچیده بودند.
they twined their arms together in a show of affection.
آنها در نشانهای از محبت، دستهای خود را دور هم پیچیدند.
twined branches
شاخه های در هم تنیده
twined hearts
قلب های در هم تنیده
twined vines
تاک های در هم تنیده
twined threads
نخ های در هم تنیده
twined roots
ریشه های در هم تنیده
twined ribbons
نوارهای در هم تنیده
twined designs
طرح های در هم تنیده
twined destinies
سرنوشت های در هم تنیده
twined stories
داستان های در هم تنیده
twined fates
سرنوشت های در هم تنیده
the vines twined around the old oak tree.
سرشاخه ها دور درخت بلوط کهنسال پیچیده بودند.
her fingers twined with his as they walked.
در حالی که راه می رفتند، انگشتانش با انگشتان او گره خورد.
the stories of their lives were twined together.
داستان های زندگی آنها با هم گره خورده بود.
they twined the ribbon around the gift box.
آنها روبان را دور جعبه هدیه پیچیدند.
the dancers twined gracefully on stage.
رقصندگان به طور ظریف در صحنه پیچیده شدند.
the paths twined through the lush garden.
مسیرها در میان باغ سرسبز پیچیده بودند.
the couple's lives were twined by fate.
سرنوشت زندگی زوج را به هم گره زد.
she twined her hair into a beautiful braid.
او موهایش را به یک بافت زیبا تبدیل کرد.
the vines twined up the trellis in the backyard.
سرشاخه ها در حیاط پشتی دور داربست پیچیده بودند.
they twined their arms together in a show of affection.
آنها در نشانهای از محبت، دستهای خود را دور هم پیچیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید