twined

[ایالات متحده]/twaɪnd/
[بریتانیا]/twaɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جفت شده یا به هم پیچیده

عبارات و ترکیب‌ها

twined branches

شاخه های در هم تنیده

twined hearts

قلب های در هم تنیده

twined vines

تاک های در هم تنیده

twined threads

نخ های در هم تنیده

twined roots

ریشه های در هم تنیده

twined ribbons

نوارهای در هم تنیده

twined designs

طرح های در هم تنیده

twined destinies

سرنوشت های در هم تنیده

twined stories

داستان های در هم تنیده

twined fates

سرنوشت های در هم تنیده

جملات نمونه

the vines twined around the old oak tree.

سرشاخه ها دور درخت بلوط کهنسال پیچیده بودند.

her fingers twined with his as they walked.

در حالی که راه می رفتند، انگشتانش با انگشتان او گره خورد.

the stories of their lives were twined together.

داستان های زندگی آنها با هم گره خورده بود.

they twined the ribbon around the gift box.

آنها روبان را دور جعبه هدیه پیچیدند.

the dancers twined gracefully on stage.

رقصندگان به طور ظریف در صحنه پیچیده شدند.

the paths twined through the lush garden.

مسیرها در میان باغ سرسبز پیچیده بودند.

the couple's lives were twined by fate.

سرنوشت زندگی زوج را به هم گره زد.

she twined her hair into a beautiful braid.

او موهایش را به یک بافت زیبا تبدیل کرد.

the vines twined up the trellis in the backyard.

سرشاخه ها در حیاط پشتی دور داربست پیچیده بودند.

they twined their arms together in a show of affection.

آنها در نشانه‌ای از محبت، دست‌های خود را دور هم پیچیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید