spiritednesses

[ایالات متحده]/ˈspɪrɪtɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈspɪrɪtɪdnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت پر از انرژی و اشتیاق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high spiritednesses

اشتیاق‌های سرزنده

youthful spiritednesses

اشتیاق‌های جوانی

joyful spiritednesses

اشتیاق‌های شاد

creative spiritednesses

اشتیاق‌های خلاق

vibrant spiritednesses

اشتیاق‌های پر جنب و جوش

playful spiritednesses

اشتیاق‌های بازیگوش

passionate spiritednesses

اشتیاق‌های پرشور

bold spiritednesses

اشتیاق‌های جسورانه

positive spiritednesses

اشتیاق‌های مثبت

dynamic spiritednesses

اشتیاق‌های پویایی

جملات نمونه

her spiritednesses brought energy to the team.

اشتیاق‌های او انرژی را به تیم آورد.

the spiritednesses of the children filled the room with joy.

اشتیاق‌های کودکان اتاق را با شادی پر کرد.

his spiritednesses were evident during the competition.

اشتیاق‌های او در طول مسابقه آشکار بود.

we admired the spiritednesses of the dancers on stage.

ما به اشتیاق‌های رقصندگان روی صحنه احترام گذاشتیم.

her spiritednesses inspired everyone around her.

اشتیاق‌های او الهام‌بخش همه اطرافیانش بود.

the spiritednesses of the athletes shone through in their performances.

اشتیاق‌های ورزشکاران در عملکرد آنها به چشم می‌آمد.

his spiritednesses were contagious, lifting everyone's spirits.

اشتیاق‌های او مسری بود و روحیه همه را بالا می‌برد.

the spiritednesses of the crowd created an electrifying atmosphere.

اشتیاق‌های جمعیت فضایی پرانرژی ایجاد کرد.

she expressed her spiritednesses through her artwork.

او اشتیاق‌های خود را از طریق آثار هنری خود بیان کرد.

the spiritednesses of youth are often celebrated in literature.

اشتیاق‌های جوانان اغلب در ادبیات مورد ستایش قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید