spitefulnesses

[ایالات متحده]/ˈspaɪtfəl.nəsɪz/
[بریتانیا]/ˈspaɪt.fəl.nəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت کینه‌توز بودن؛ بدجنسی

عبارات و ترکیب‌ها

acts of spitefulnesses

اقدامات کینه‌توزی

spitefulnesses in action

کینه‌توزی در عمل

spitefulnesses and grudges

کینه‌توزی و کینه

spitefulnesses revealed

افشای کینه‌توزی

spitefulnesses among friends

کینه‌توزی بین دوستان

spitefulnesses in relationships

کینه‌توزی در روابط

spitefulnesses and jealousy

کینه‌توزی و حسادت

spitefulnesses of others

کینه‌توزی دیگران

spitefulnesses behind smiles

کینه‌توزی پشت لبخند

spitefulnesses in society

کینه‌توزی در جامعه

جملات نمونه

his spitefulnesses often led to conflicts with his colleagues.

نجاتگاه‌های او اغلب منجر به درگیری با همکارانش می‌شد.

despite her spitefulnesses, she was still well-liked.

با وجود نجاتگاه‌های او، او هنوز هم محبوب بود.

the spitefulnesses in their relationship caused many misunderstandings.

نجاتگاه‌ها در رابطه آنها باعث سوء تفاهم‌های زیادی شد.

spitefulnesses can damage friendships over time.

نجاتگاه‌ها می‌توانند دوستی‌ها را در طول زمان آسیب برسانند.

he regretted his spitefulnesses after the argument.

او پس از بحث، از نجاتگاه‌های خود پشیمان بود.

her spitefulnesses were evident in her harsh words.

نجاتگاه‌های او در کلمات تندش آشکار بود.

they tried to overcome their spitefulnesses for the sake of their children.

آنها سعی کردند نجاتگاه‌های خود را به خاطر فرزندانشان کنار بگذارند.

spitefulnesses can often stem from jealousy.

نجاتگاه‌ها اغلب ناشی از حسادت است.

he was known for his spitefulnesses, which alienated many people.

او به خاطر نجاتگاه‌هایش شناخته می‌شد که باعث بیگانگی بسیاری از مردم شد.

her spitefulnesses were a defense mechanism against vulnerability.

نجاتگاه‌های او یک مکانیسم دفاعی در برابر آسیب‌پذیری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید