| صفت تفضیلی | spivvier |
spivvy style
سبک اسپیووی
spivvy look
ظاهر اسپیووی
spivvy dress
پوشش اسپیووی
spivvy behavior
رفتار اسپیووی
spivvy attitude
نگاه اسپیووی
spivvy character
شخصیت اسپیووی
spivvy charm
جاذبه اسپیووی
spivvy outfit
لباس اسپیووی
spivvy vibe
فضای اسپیووی
spivvy persona
شخصیت اسپیووی
he always dresses in a spivvy manner for parties.
او همیشه با ظاهری آراسته و شیک برای مهمانیها لباس میپوشد.
her spivvy attitude made her popular among her peers.
حرفهای بودن و ظاهر آراسته او باعث محبوبیتش در بین همسالانش شد.
the car he drives is quite spivvy and flashy.
ماشینی که رانندگی میکند کاملاً شیک و چشمگیر است.
he has a spivvy way of speaking that captures attention.
او روش صحبت کردن شیکی دارد که توجه را جلب میکند.
she prefers spivvy hairstyles that stand out.
او ترجیح میدهد مدل موهای شیک و خاص را انتخاب کند.
the restaurant had a spivvy decor that impressed guests.
رستوران دارای دکوراسیونی شیک و چشمگیر بود که مهمانان را تحت تأثیر قرار داد.
his spivvy friends always know the latest trends.
دوستان شیک پوش او همیشه از آخرین ترندها باخبر هستند.
she walked in with a spivvy confidence that turned heads.
او با اعتماد به نفس و ظاهری آراسته وارد شد که باعث جلب توجه دیگران شد.
they attended the gala in spivvy outfits.
آنها در مهمانی شام با لباسهای شیک و آراسته شرکت کردند.
his spivvy reputation precedes him in the fashion world.
شهرت شیک پوشی او در دنیای مد پیش از او مشهور است.
spivvy style
سبک اسپیووی
spivvy look
ظاهر اسپیووی
spivvy dress
پوشش اسپیووی
spivvy behavior
رفتار اسپیووی
spivvy attitude
نگاه اسپیووی
spivvy character
شخصیت اسپیووی
spivvy charm
جاذبه اسپیووی
spivvy outfit
لباس اسپیووی
spivvy vibe
فضای اسپیووی
spivvy persona
شخصیت اسپیووی
he always dresses in a spivvy manner for parties.
او همیشه با ظاهری آراسته و شیک برای مهمانیها لباس میپوشد.
her spivvy attitude made her popular among her peers.
حرفهای بودن و ظاهر آراسته او باعث محبوبیتش در بین همسالانش شد.
the car he drives is quite spivvy and flashy.
ماشینی که رانندگی میکند کاملاً شیک و چشمگیر است.
he has a spivvy way of speaking that captures attention.
او روش صحبت کردن شیکی دارد که توجه را جلب میکند.
she prefers spivvy hairstyles that stand out.
او ترجیح میدهد مدل موهای شیک و خاص را انتخاب کند.
the restaurant had a spivvy decor that impressed guests.
رستوران دارای دکوراسیونی شیک و چشمگیر بود که مهمانان را تحت تأثیر قرار داد.
his spivvy friends always know the latest trends.
دوستان شیک پوش او همیشه از آخرین ترندها باخبر هستند.
she walked in with a spivvy confidence that turned heads.
او با اعتماد به نفس و ظاهری آراسته وارد شد که باعث جلب توجه دیگران شد.
they attended the gala in spivvy outfits.
آنها در مهمانی شام با لباسهای شیک و آراسته شرکت کردند.
his spivvy reputation precedes him in the fashion world.
شهرت شیک پوشی او در دنیای مد پیش از او مشهور است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید