spivvy

[ایالات متحده]/ˈspɪvi/
[بریتانیا]/ˈspɪvi/

ترجمه

adj. شیک یا جذاب به روشی نمایشی؛ شبیه یا ویژگی‌های یک کلاهبردار
Word Forms
صفت تفضیلیspivvier

عبارات و ترکیب‌ها

spivvy style

سبک اسپیووی

spivvy look

ظاهر اسپیووی

spivvy dress

پوشش اسپیووی

spivvy behavior

رفتار اسپیووی

spivvy attitude

نگاه اسپیووی

spivvy character

شخصیت اسپیووی

spivvy charm

جاذبه اسپیووی

spivvy outfit

لباس اسپیووی

spivvy vibe

فضای اسپیووی

spivvy persona

شخصیت اسپیووی

جملات نمونه

he always dresses in a spivvy manner for parties.

او همیشه با ظاهری آراسته و شیک برای مهمانی‌ها لباس می‌پوشد.

her spivvy attitude made her popular among her peers.

حرفه‌ای بودن و ظاهر آراسته او باعث محبوبیتش در بین همسالانش شد.

the car he drives is quite spivvy and flashy.

ماشینی که رانندگی می‌کند کاملاً شیک و چشمگیر است.

he has a spivvy way of speaking that captures attention.

او روش صحبت کردن شیکی دارد که توجه را جلب می‌کند.

she prefers spivvy hairstyles that stand out.

او ترجیح می‌دهد مدل موهای شیک و خاص را انتخاب کند.

the restaurant had a spivvy decor that impressed guests.

رستوران دارای دکوراسیونی شیک و چشمگیر بود که مهمانان را تحت تأثیر قرار داد.

his spivvy friends always know the latest trends.

دوستان شیک پوش او همیشه از آخرین ترندها باخبر هستند.

she walked in with a spivvy confidence that turned heads.

او با اعتماد به نفس و ظاهری آراسته وارد شد که باعث جلب توجه دیگران شد.

they attended the gala in spivvy outfits.

آنها در مهمانی شام با لباس‌های شیک و آراسته شرکت کردند.

his spivvy reputation precedes him in the fashion world.

شهرت شیک پوشی او در دنیای مد پیش از او مشهور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید