splashers

[ایالات متحده]/ˈsplæʃə/
[بریتانیا]/ˈsplæʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که گل می‌پاشد؛ دستگاهی برای پاشیدن گل؛ گل‌گیر؛ تخته محافظ؛ خرج‌کننده بی‌پروا (غیررسمی)؛ ولخرچ (محاوره‌ای)

عبارات و ترکیب‌ها

water splasher

پاشنده آب

splashing splasher

پاشنده آبپاش

splash zone splasher

پاشنده منطقه آبپاشی

pool splasher

پاشنده استخر

splash pad splasher

پاشنده تشکک آبپاشی

splashing fun splasher

پاشنده سرگرم کننده

splashing water splasher

پاشنده آبپاشی

splashing kids splasher

پاشنده کودکان

active splasher

پاشنده فعال

splashing summer splasher

پاشنده تابستان

جملات نمونه

the child was a real splasher at the pool party.

کودک در مهمانی کنار استخر، یک آب‌پاش واقعی بود.

he bought a new splasher for his water garden.

او یک آب‌پاش جدید برای باغ آب خود خرید.

during the summer, i'm always a splasher at the beach.

در طول تابستان، من همیشه در ساحل یک آب‌پاش هستم.

the splasher created beautiful patterns in the air.

آب‌پاش الگوهای زیبا در هوا ایجاد کرد.

she is known as the splasher of the group.

او به عنوان آب‌پاش گروه شناخته می‌شود.

we need a good splasher for our fountain.

ما به یک آب‌پاش خوب برای فواره خود نیاز داریم.

the dog was a playful splasher in the lake.

سگ در دریاچه یک آب‌پاش بازیگوش بود.

as a splasher, he enjoys making waves in the water.

به عنوان یک آب‌پاش، او از ایجاد موج در آب لذت می‌برد.

the splasher was a hit at the kids' party.

آب‌پاش در مهمانی کودکان بسیار محبوب بود.

she loves being a splasher during summer picnics.

او عاشق آب‌پاشی در طول پیک‌نیک‌های تابستانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید